تبليغاتX

مقاله،تحقيق و كتابخانه ديجيتال ايرانپور


مقاله،تحقيق و كتابخانه ديجيتال ايرانپور


بانک مقالات آزاد،تحقيق،مقاله،شعر

مقاله غدیر خم

مقاله غدير خم - مقاله غدير خم - مقاله غدير خم

روز غدير
روز غدير، روز نور، روز سرور، روز سرشارى و اكمال ، روز بارورى و اتمام ، روز رهبرى و ولايت است .
و غدير، خود بركه نور و عشق است و درياى شور و جوشش ، آن هم در كوير كور و ريگزار مرگ .
و غديرى ، تشنه مشتاقى است كه سال ها در كوير گرديده و ريگزارها را به صدا در آورده و مرگ را در كوله بار خود بسته تا به زندگى برسد و به زندگى برساند.
و غديرى ، مهاجر تنهايى است كه بالاتر از رفاه مى خواهد و بيشتر از آزادى و عدالت .
در اين روز، و در اين غدير گسترده ، اين مهاجر تشنه مى تواند سيراب شود و اين بالاتر و بيشترها را بدست بياورد. از دست پيامبر صلى الله عليه و آله و با جام ولاى على عليه السلام
غدير
داستان غدير و تاريخ ، از عظمت غدير و ضرورت ولايت و ريشه اى بودن اين مساءله خبر مى دهد.
رسول در آن هنگام و در زير آن آفتاب سوزان ، آن همه جمعيت را براى چه نگه مى دارد و چه پيامى براى آنها دارد؟
بايد اين پيام اساسى ترين پيام او باشد و بزرگترين ستون دين او، چون او براى هيچ يك از پايه هاى دين خود، اين گونه دعوت نكرد و اين گونه مردم را گرد نياورد.
بايد اين مساءله را تحليل كرد و توضيح داد كه :
1 - ولايت چيست كم
2 - چه زيربناها و پايه هايى دارد؟
3 - و چه ضرورتى ؟
4 - هدف اين ولايت و رهبرى چيست ؟
5 - رسول براى اين ولايت و رهبرى چه گام هايى برداشته ؟
باشد در اين تحليل ، عمق پيام رسول ، كه شيعه را بپاداشت و تاريخ او را به خون كشيد، لمس شود و احساس شود تا آنها كه در راهند، بيشتر بتازند و آنها كه سنگ راهند، به خود آيند، مبادا كه نردبان دزد باشند و صندوق نسوز استعمار، كه مؤمن كودن ، صندوق نسوز كافر زرنگ است .
1 - ولايت چيست ؟
اين ولايت ، بالاتر از محبت و دوستى و عشق است ؛ كه عشق على در دل دشمنان او هم خانه داشت . آنها كه شكوه و وقار كوه و زيبايى دشت و عظمت كوير و دريا و جلوه طلوع و غروب ، اسيرشان مى كند و چشمشان را مى گيرد و دلشان را به بند مى كشد، چگونه مى شود شكوه و عظمت آن روح بزرگتر از كوه ، زيبايى و گستردگى آن قلب وسيع تر از هستى و عظمت و ناپيدايى آن سينه ناپيدا از كوير و عميق تر از دريا و جلوه آن طلوع بى غروب ، چشم و دل و عشق و احساسشان را پر نكند.
هر كس به هر مشربى و عقيده اى ، مى تواند دوستدار على باشد.
در على ، علم و عشق ،
تدبير و شمشير،
حريت و عبوديت ، نجواى دل و آتش سخن ،
زمزمه شب و فرياد روز،
قدرت و عزت و تواضع و ذلت ،
نرمش و آشنايى و خشونت و پايدارى ، در على اين همه هست و اين همه بخاطر حق است و براى اوست و اين است كه همه او دوست داشتنى است و حتى دشمنش در دل شيفته اوست و مخالفش در پنهان شيداى او.
ولايت على ، نه على را دوست داشتن كه فقط على را دوست داشتن است .
ولايت على ، على را سرپرست گرفتن و از هواها و حرف ها و جلوه ها بريدن است . و اين ولايت ، ادامه ولايت حق است و دنباله توحيد، (5) آن هم توحيدى در سه بعد؛ در درون و در هستى و در جامعه ؛ كه توحيد در درون انسان ، هواها و حرف ها و جلوه ها را مى شكند؛ هواهاى دل و حرف هاى خلق و جلوه هاى دنيا را.
و در جامعه طاغوت ها را كنار مى ريزد
و رد هستى خدايان و بت ها را.
در اين حد، موحد، جز خدا كسى را حاكم نمى گيرد. جز وظيفه چيزى او را حركت نمى دهد. هيچ قدرت و ثروت و جلوه اى در روح او موجى نمى آورد و هيچ دستورى او را از جا نمى كند. جز دستور حق و امرالله ، از هر زبانى كه اين دستور برخيزد و از هر راهى كه اين امر برسد.
و هنگامى كه روحى به آزادى رسيد و جز امر حق امرى نداشت و جز خواست او خواهشى نداشت ، اين روح به ولايت مى رسد و به سرپرستى مى رسد و دستور او و حتى نگاه او در دل هاى موحد عاشق ، حركت مى آفريند.
و اين است كه رسول به ولايت رسيد و به اولويت رسيد؛ كه النبى اولى بالمؤمنين من انفسم .
و اين است كه على به ولايت مى رسد؛ كه : من كنت مولا فهذا على مولاه .  اين هم پس از آن جمله استفهامى و اقرارى الست اولى بكم من انفسكم ؟ و اين است كه پيشوايان ديگر به ولايت مى رسند؛ كه به عصمت و آزادى و آگاهى رسيده بودند. اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا .  و اين معانى ولايت است .
ولايت يعنى تنها على را حاكم گرفتن و تنها او را دوست داشتن و اين و ولايت و سرپرستى است كه معاويه و احمد حنبل و جرج جرداق و و و از آن بهره اى ندارند، كه حاكم در درون آنها و محرك در وجود آنها امر على و دستور على نيست ؛ كه هواها و حرف ها و جلوه ها در آنها حكومت دارند.
معاويه گرچه على را دوست دارد، ولى سلطنت را بيشتر از على خواهان است و دوستدار آن است .
و احمد حنبل گرچه براى على شعر مى سرايد اما حكومت ديگرى را به عهده دارد.
و جرج جرداق گر چه از چه از على مى نويسد، اما براى على نمى نويسد؛ كه محركى ديگر دارد و عاطفه اى فقط او را به چرخ انداخته است .
اما مالك ؟
اين مالك است كه ولايت على را به عهده دارد و اين بار گران را به آسانى مى كشد.
مالك چند سال براى نابودى معاويه رنج كشيده و كوشش كرده است . خويش و فاميل و قبيله اش را به خون كشيده ، شب ها و روزها را بر روى لبه تيغ و سر نيزه ها گذرانده و شمشير زده و شمشير زده تا اين كه لشگر شام را عقب رانده و معاويه را به حركت وادار كرده و در بيرون از خيمه آماده فرار نموده ، هان چيزى نمانده تا اين بت بزرگ بشكند و اين طاغوت سركش ‍ بميرد و يا فرارى شود و مالك به هدف نهايى ، به پيروزى محبوب دست بيابد و در ميان قومش و در ميان تمام مردم به بزرگى معرفى شود و بر رقيب خودش . اشعث و بر قبيله رقيبش ، كنده ، پيروز شود.
درست در اين هنگام ، در اين هنگام ، على او را مى خواند، على او را مى طلبد. على مى گويد كه برگرد.
و اين از مرگ سخت تر و اين از مرگ جانكاه تر است .
مخالفت يك هوى ، مخالفت يك هوس ، مخالفت با يك حرف و گذشتن از حرفهاى خلق ، مخالفت با يك جلوه از جلوه هاى دنيا ما را مى شكند، ما را از پاى در مى آورد. ما از راه حق با يك حرف با يك فحش با يك پشيز باز مى گرديم و اما مالك ؟ و اما مالك ؟
او از تمام هواهاى چند ساله و تمام حرف هاى مردها و زن هاى عرب و از زمزمه خفيف زبان ها بر سر راه مردان فاتح و از نگاه هاى شيفته سرداران و پيروز و از تمام جلوه هاى دنيا، از اين همه مى گذرد و باز مى گردد و به على اين سرپرست آگاه ملحق مى شود. چرا؟ چون در درون مالك ، ديگر هواها و غريزه ها حرف ها و زمزمه هاى زن هاى عرب جلوه هاى پررنگ و برق دنيا حاكم نيست ، اينها كوچكتر از اين هستند كه در روح بزرگ مالك موجى و حركتى ايجاد كنند.
اين بادهاى بى رمق بيچاره تر از اين است كه در اين درياى بزرگ ، طوفانى بپاكند: مالك از هواها از حرف ها از جلوه هاى دنيا بزرگتر است و عظمت او اسير اين حقارت ها نيست . او در سطح غريزه نيست . او انسانى است كه در حد وظيفه زندگى مى كند و زندگى و مرگ او با اين معيار مى خواند، او كوه است از طوفان نمى لرزد. او كاه نيست تا با نسيمى از دهنى زير و رو شود.
او به ولايت رسيده و از نعمت ولايت برخوردار است . نشستن و ايستادن و آمدن و رفتن و دوست داشتن و دشمن داشتن او همه از سمت ولى كنترل مى شود؛ نه از طرف هواها و حرف ها و جلوه ها. مالك اين را يافته كه على اين مرد آزاد از غير حق و اين انسان آگاه حق ، بيش از مالك به مالك علاقه دارد و بيش از مالك از مصالح و منافع مالك آگاهى دارد و بيشتر از مالك به منافع او مى انديشد و بهتر به منافع او مى انديشد؛ پس ديگر جاى درنگ نيست و جاى سركشى نيست ؛ كه سركشى ها حماقت هاى زيان آورى بيش ‍ نيستند. جاى تسليم است و اطاعت و پيروى و تشيع و دنباله روى .
2 - زيربناى ولايت
و زيربنا و سر آن همه فداكارى و جانبازى شيعه در طول تاريخ همين شناخت و همين يافت برهانى و عينى است .
1 - او مى داند كه ولى بيش از او به او علاقه دارد.
2 - و بيش از او به منافع او آگاهى دارد، لذا امر او هرچه باشد مى پذيرد و دستور او را هرچه باشد گردن مى نهد و حتى به ميان آتش مى نشيند و به استقبال مرگ مى رود. مگر نه اين است كه مى ميريم ؟ پس بگذار مرگى را انتخاب كنيم كه زندگى هايى را بارور كند و بهره هايى بياورد. مگر نه اين است كه ما از كسى چيزى اطاعت مى كنيم ، پس بگذار اطاعت از آگاه دلسوز و مهربان باشد.
شناخت آگاهى و دلسوزى ، اطاعت را، تسليم را بدنبال مى كشيد و مالك مى دانست كه ولى بيش از خود او، را دوست دارد. علاقه من به خودم ،
علاقه مالك به خودش ، يك علاقه غريزى است و علاقه على ، علاقه اى از روى وظيفه است . مالك خودش را براى خودش مى خواهد و على مالك را براى خدا مى خواهد. و تفاوت علاقه ها به همان اندازه است كه انگيزه علاقه ها با هم تفاوت دارند.
و آنها مى دانستند و مالك مى دانست كه ولى بيش از او به منافع او آگاهى دارد. آخر ديد ما محدود است ، خيلى كه ببيند بيش از اين گذرگاه هستى ؛ اين محدوده هفتاد ساله و اين فرصت از زمان را نمى بيند؛ از قانون ها از عوامل حاكم بر تمام هستى آگاهى ندارد و چه بسا كه آنچه در اين محدوده و در اين هفتاد ساله مفيد باشد در مجموعه حيات ها و زندگانى هاى ما جز ضرر چيزى نداشته باشد.
ضرر يا نفع يك پديده را به يك روز و دو روز آن را كشف نمى كنند. چه بسا يك دارو يك غذا يك سيگار كه امروز در من شور و حال و خوشى هم بياورد اما در مجموعه عمر من به ضرر و زيان بينجامد.
انسان پس از گسترش دانش هايش اگر چيزى را بدست بياورد و چيزى را كشف كند، همانهايى است كه تجربه اش كرده و با آن روبرو بوده است و چه بسيار عوالمى كه هنوز به آن نرسيده ايم و تجربه اش نكرده ايم و چه بسيار مراحلى كه هنوز از آن بى خبريم و غافليم .
و بخاطر اين محدوديت در ديد و اين وسعت در ديدگاه هستى است كه انسان ، به سوى خدا مى شتابد و از او مى پرسد و از او مى پذيرد. او كه به تمام هستى آگاه است ؛ از تمام نفع ها و ضررها و از تمام اثرها؛ اثر يك غذا بر تمام سلول ها، آن هم نه در يك سال و دو سال هفتاد سال و در اين محدوده هستى و در اين عالم ؛ و در اين عالم ؛ كه در تمام طول راه ، تا بينهايت . انسان هنگامى كه تمام راه را رفت ، آنگاه مى يابد كه اثر يك نگاه ، اثر يك خيال ، اثر يك تصميم ، بر تمام هستى و بر تمام عوالم تا چه اندازه بوده است و آنگاه مى يابد كه چقدر بر اثر بى توجهى و سركشى ضرر كرده و زيان ديده است و آن روز بانگ بر مى دارد و ناله مى كند كه : يا حسرتا على ما فرطت فى جنب الله و ان كنت لمن الساحرين .
اما امروز خيلى هم كه دوربين به دست بگيرد و از وسايل علميش كمك بستاند بيش از اين محوطه ، بيش اين عالم را نمى بيند و نمى يابد و تجربه نمى كند. از اين رو از آنچه از عوالم بعد مى گذرد و از آنچه يك نگاه و يك لبخند و يك غذا و يك مشروب بدنبال مى آورد نه در اين محدوده بلكه در آن وسعت و در آن مرحله بيگانه است .
اين پيداست كه ناچار يا وحى آشنا مى شود و از خدا مدد مى گيرد. و خدا روح هايى را از پليدى جدا كرده و به عصمت رسانده و او دل هايى را با نور و با فرقان ، همراه نموده و او براى آنها از تمام هستى حكايت كرده و بر طبق قانون هايى گذاشته و دستورهايى داده و به آنها سپرده است . و مالك كه اين همه راه يافته ، سرسپرده روح معصوم آگاه مهربان مى شود و ولايت او را به عهده مى گيرد. و اين ولايت و سرسپردگى است كه بر اساس اين همه شناخت و برهان و منطق استوار است . و اين ولايت است كه ادامه توحيد است و اين ولايت است كه همه فداكارى و از خود گذشتگى و تسليم را به دنبال مى آورد. و بر اساس اين ولايت است كه مالك طرز خوابيدن و بيدار شدن و خوردن و آشاميدن و رفتن و آمدن و نگاه كردن و نشستن و ايستادن و مسافرت كردن و معاشرت كردن و و و تمام رفتار و گفتار و پندار خود را از ولى مى پرسد و از او مى گيرد. و همان طور كه من وقتى مى يابم كه فلان مكانيك آگاهى و دلسوزى دارد، تمام اجزاء ماشين را تحت اختيار او مى گذارد و تمام مسايل را از او مى پرسم و از او مى گيرم .
آنها كه ولايت را قبول كردند، آنهايى هستند ماشين پيچيده وجود آنها را امام و ولى بهتر از خود آنها رهبرى مى كند و در اين را شلوغ هستى كه اعمال و افكار انسان غوغايى بپا كرده ، او بهتر انسان را به قصد مى رساند و نجات مى دهد.
و توضيح اين ولايت و سرسپردگى در همين آگاهى نهفته است . وجود ما، جان ما، براى خداست و از اوست . هر كس كه اينها را بهتر به كار بگيرد، در اينها حق تصرف دارد. و همين است كه رسول خدا و پيشوايان اولويت دارند. به تصرف در هستى ما، سزاوارتر از ما هستند. و همين است كه پدر بر فرزند و بر اموال فرزند ولايت دارد و حق تصرف دارد.
و در اين هنگام و پس از آن همه توضيح مى توانم بگويم كه چرا ولايت بزرگترين نعمت هاست و بالاترين نعمت هاست و به تعبير قرآن متمم نعمت هاست ؛چون اين مقام ولايت است كه تمام نعمت ها را به كار مى گيرد و به جريان مى اندازد و اين مقام ولايت است كه تمام استعدادها را شكفته مى كند و بارور مى نمايد، درست مثل اينكه من يك كارخانه بزرگ وسيع را دارا باشم اما از طرز بهره بردارى از آن بى خبر باشم . اين كارخانه كه مى تواند در روز، بى نهايت به من سود برساند، بر اثر نبود آگاهى و جهالت من ، يك بار سنگين مى شود كه به مرور زمان مرا از پاى در مى آورد و خودش ‍ هم مى پوسد و هدر مى شود. يك مهندس آگاه و مهربان متمم اين كارخانه وسيع و عظيم است . بدون او اين همه نعمت ، اين همه استعداد، راكد مى ماند و حتى به هدر مى رود و ضايع مى گردد. ولايت او و سرپرستى اوست كه نعمت هاى نهفته و سودهاى پيچيده در كارخانه را آشكار مى كند و به جريان مى اندازد. و اين ولايت متمم آن همه سرمايه و آن همه نعمت است .
و اين مقام ولايت است كه از دل آن عرب هاى خون ريز تهيدست ، از دل آن مردان محدود گرفتار، روح هايى را بيرون كشيد كه تمام هستى را در يك گام طى كردند و حتى به بهشت قناعت نورزيدند.
اين مقام ولايت است كه از ابوذر كه براى هيچ زنده بود و براى هيچ مى مرد، ابوذرى بيرون كشيد كه براى حق زنده بود و براى او مى مرد و حتى تنها مى مرد.
و اين مقام ولايت است كه از بلال ، بلالى كه تا ديروز افتخارش به اربابش ‍ بود، بلالى آفريد كه روياروى اربابش مى ايستاد و او را پست و حقير و محدود مى ديد و به راهنماييش همت بسته بود و براى مبارزه اش آماده گشته بود.
و اين مقام ولايت است كه از سلمان ، اين كوير تشنه و اين مسافر پايدار، دريايى ساخت ، دريايى از عظمت و آگاهى و عشق .
و اين مقام ولايت است كه استعدادهاى بشر را بيرون ريخت و خلق كريمه و استعدادهاى خوب او را شكوفا كرد و از بشر، انسان بيرون كشيد و او را از ظلمات نفس ، از ظلمت خلق دنيا، از هواها و حرفها و جلوه هاى پوچ ، به سوى نور هستى هدايت كرد. انسانى كه ديگر در سطح غريزه و حرف ها و محدودها زندگى نمى كرد و با اين معيارهاى كم و كوتاه اندازه نمى گرفت .
و انسان يعنى ، همين ، يعنى در سطح وظيفه زندگى كردن ، چون اين حيوان است كه تمام مسايلش با غرائزش حل و فصل مى شود، حتى امنيت و رفاه و نظم و عدالت را با غريزه تامين مى كند.
آن نظم و رفاه و عدالتى كه در كندو حاكم است هنوز در جامعه انسانى در شكل هاى مختلف كمونيستى و سرمايه داريش ، حكومت نكرده و نمى كند، مگر هنگامى كه بشر از اسارت ها از ظلمات از هواها و حرف ها و جلوه ها آزاد شود و به عظمتى دست يابد كه اين حقارت ها را در خود نگيرند. و مگر هنگامى كه بشر انسان شود.
و در اين حد، عدالت كه هيچ ، حتى انفاق و ايثار هم ، رخ مى نمايد و آشكار مى شود.
و اين است كه ، آنهايى كه بيشتر از رفاه و بالاتر از عدالت و آزادى را مى خواهند، بايد به غدير رو بياورند و از اين جام سيراب شوند.
3 - ضرورت ولايت
هر جامعه همانند يك اندام ، به مغز، به قلب ، به خون - ثار - نيازمند است . مغزى كه تمام راه را بيابد و قلبى كه از عشق سرشار باشد و خونى كه خون خدا باشد و پاك از هر گونه اعتياد و خالى از هر گونه مرض و آزاد از هر گونه جرثومه فساد.
و انسان محتاج نمونه و رهبر و حجتى است كه امين باشد و به او خيانت نكند و نور باشد و راه او را روشن كند.
انسان به روشنفكرى و روشن دلى ، به عشق و شناخت ، به حجت ، به نور، به امين ، نيازمند است . و ولايت ، عهده دار اين نيازهاى عميق و عظيم انسان است ، آن هم انسانى كه مى داند، نيازش بالاتر از رفاه و بالاتر از حريت و آزادى و بيشتر از عدالت است .
هنگامى كه انسان خود را بيشتر از يك دهان نمى بيند كه با يك مشت روده گره خورده و با آلت تناسليش ختم مى شود. اين دهان دراز، ديگر نه دين مى خواهد و نه امام و نه رهبرى و ولايت ؛ كه غريزه براى اين و بالاتر از اينها كافى است .
اما انسانى كه مى خواهد انسان باشد و جامعه اى انسانى تشكيل دهد، نه يك دامپرورى بزرگ و يك كندوى عادل ، اين انسان ضرورت اين شناخت و عشق و اين مغز و قلب و خون و اين حجت و نور و امام و امين را مى يابد و به سوى او مى شتابد و او را بر خويشتن مقدم مى دارد؛ كه او از او به او آگاه تر و مهربان تر و نزديك تر است .
4 - هدف ولايت
اين رهبرى و سرپرستى بالاتر از امنيت و پاسدارى و بالاتر از رفاه و پرستارى ، هدف دارد.
اين رهبرى در زمينه آزادى  و با هدف آموزگارى و شكوفا كردن استعدادهاى انسان و با هدف تشكيل جامعه انسانى بر اساس قسط همراه است كه كه على مى گفت : ليس امرى و امركم واحدا انى اريدكم لله و انتم تريدوننى لانفسكم .
هدف من و شما يكى نيست . من شما را نه براى خودم و نه براى خودتان ، كه براى حق مى خواهم ، در حالى كه شما مرا به خاطر خويشتن و منافع خود خواستاريد. شما مى بينيد من مثل عثمان نيستم كه شما را بچاپم ، به اين خاطر به من روى آورديد، اما من شما را نه براى خودم مى خواهم و نه براى رفاه خودتان ، كه براى حق مى خواهم .
اين كافى نيست كه انسان هاى مرفهى بسازيم ، بلكه بايد براى آنها جهتى و راهى را در نظر بگيريم كه آنها پس از رفاه و تكامل استعدادها در آن راه بيفتند و آن جهت را انتخاب كنند.
5 - گام هاى رسول
رسول براى اين رهبرى و اين ولايت با آن ضرورت و با اين هدف گام هاى بلندى برداشت و تا امروز راه ما روشن نمود.
الف . نص
او از روزهاى اول دعوت تا واپسين لحظه هاى حيات ، هميشه على را نشان مى داد و سفارش مى كرد كه كه بر او جلو نيفتيد كه گمراه مى شويد و از او كنار نكشيد كه از دست مى رويد.
احاديث غدير و ثقلين و منزلت و و و در كتاب ها جمعند.
اما بعدها ديگران به خاطر اينكه كفر صحابه و ارتداد آنها پيش نيايد نصوص ‍ را رد كردند و يا تاءويل نمودند و در نتيجه به آنچه در نوشه هاى خود جمع كرده بودند بى اعتنا ماندند و حتى چشم عقل خويش را بستند. و هدف حكومتى اسلام را ناديده گرفتند و حكومت اسلامى را تا حد استعمار و چپاولگرى و فتوحات و غنايم پايين آوردند و عاقبت گرفتار بدعت و اشرافيت و تبعيض و درگيرى و تجزيه نمودند.
از هنگامى كه اسلام از مسير ولايت بيرون آمد، از همان غروب كرده بود، گرچه واپسين شعاع هاى طلايى آن تا هزار و سيصد سال بعد ادامه داشت . اما اين شعاع ها ديگر حرارت و زايش و نورى نداشت ، سرد و تاريك و غمرنگ بود. از مرگ ، از غروب خبر مى داد.
ب - زمينه سازى
رسول كه سرسختى دنياطلب ها و سلطنت خواهان را مى ديد براى اينكه مدينه براى على خالى بماند و زمينه براى او فراهم شود، تمامى آنها را تحت سرپرستى جوانى هجده ساله و روانه سرزمين هاى دور كرد و بر هر كس كه تخلف كند نفرين فرستاد، اما آنها كه هدف را فهميده بودند، به بهانه اين كه چگونه محمد را رها كنيم و چگونه او را در بستر مرگ بگذاريم و خبرش را از كاروان ها بگيريم ، از مدينه نرفتند و ماندند و نفرين رسول را بر خود خريدند و جامعه اسلامى را به بن بست كشاندند و كردند آنچه كردند.
ج - نوشته و كتاب
در نتيجه ، رسول به خاطر اين كه كار را يك سره كند و ابهامى باقى نگذارد، در آخرين لحظه كه همه جمع شده بودند، قلم و كتفى را طلب كرد تا آنها گمراه نشوند، اما آنها به قرآن قناعت كردند و با رسول مخالفت نمودند.
و رسول كه پافشارى آنها و مخالفتشان را ديد، ديگر جهتى براى نوشتن نداشت . كسانى كه روبروى رسول گفته او را نمى پذيرند، پس از مرگ با اين نوشته ها چه خواهند كرد؟
د - نشانه ها و علامت ها
رسول كه تنهايى خويش و تنهايى على و تنهايى و بى پناهى مردم بيگانه از خواب و اين رهبر زنده ، حتى با مرگ ، هيچگاه اينها را، اين توده تنها را در كنار آوازه گرها و در دست گرگ ها رها نمى كند، اينها هر چند از نوشتن و كتابت او جلوگيرى كنند، از نشانه ها و علامت هايش نمى توانند جلوگير باشند.
و اين است كه رسول آگاه و بيدار، على را در تمام دوره ها يارى مى دهد و توده بى پناه را با علامت ها به خويش ، به على و به حق ، مى خواند و از ديگران مى ماند .
اين علامت ها، انسان هاى گويا، فاطمه ، ابوذر، عمار و همراهى قرآن روشنگر است .
فاطمه ، در دوره ابوبكر و عمر،
ابوذر، در زمان عثمان ،
عمار، در برابر معاويه ،
و همراهى قرآن تا امروز.
رسول بارها گفته بود فاطمه از من است و كسانى كه او را به خشم بياورند مرا و خداوند را به خشم آورده اند. و فاطمه بر آنها خشمناك بود و حتى گويى او گواه اين خشم است .
و رسول گفته بود، آسمان بر راستگوتر از ابوذر سايه نينداخته است .
و اين زبان قاطع و صادق روياروى عثمان بود.
و رسول گفته بود كه عمار را، گروه ستمگر مى كشند.
و عمار در كنار على بود و شمشيرش بر گلوى معاويه .
و رسول گفته بود كه جانشينان من دوازده نفرند و گفته بود: من دوئ چيز را در ميان شما مى گذارم كه مانع گروهى و چراغ را شما هستند. اين دو، از هم جدا نخواهند شد تا اين كه در حوض بر من وارد شوند.
و امروز جز شيعه با اين گفته همراه نيست ؛ كه ديگران امروزها در كنار اين همه تجزيه و همراه اين همه حاكم ، خليفه و حاكم و اولى الامرى ندارند.
آنها قرآن و خليفه را از هم جدا كردند، در حالى كه رسول به همراهى آنها شهادت داده بود. همانطور كه با زبان گويايش از يوم الانذار... و يا دست بلندش در غدير... و با تقاضاى قلم ، در واپسين لحظه هاى زندگى و با فاطمه و ابوذر و عمار در دامن تاريخ ، اين رهبرى ، اين ولايت ، اين سرپرستى را، گواهى داده بود و راه على را به نور بسته بود.
درود بر آنها كه الله سرپرست و رسول چراغ و على جلودارشان است .
درود بر آنها كه چنين راهى را، با سر رفته اند.

منبع: برگرفته از نرم افزار فرهنگی غدير انتشارات مرکز فرهنگی تبليغی آفتاب۸ - نيروی مقاومت بسيج

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/09/15 ׀ موضوع: ׀

عید غدیر خم

بسم الله الرحمن الرحيم

سرآغاز

 غدير، زلال حقيقت هميشه جارى است . شيعه براى غدير و غدير، همه چيز شيعه مى باشد.

 غدير، نام ديگر شيعه و تشيع است .

 شيعه با غدير معنا پيدا كرد، و ماهيت وجودى خود را يافت كه بدون غدير، شيعه تشيع معنايى نخواهد داشت .

 غدير رمز پايدارى و تلاش و كوشش جاودانه عاشقان خداست .

 غدير رمز و اكمال دين و اتمام نعمت پروردگارى است .

 غدير عله العلل جاودانگى رسالت است .

 غدير علت اصلى تداوم دين و جاودانگى احكام الهى است .

 غدير ريشه تمام فضيلت ها، شرافت ها، ارزشها، و به تكامل رسيدن هاست .

 غدير عامل اصلى ايثارگريها، فدا شدن ها ، فدائى دادن ها ، شهادت ها ، سربردار شدن ها، و عاشوراهاى مكرر تاريخ است .

 چون غدير سامان يافت ، عاشورا تحقق پذيرفت .

 و عاشورائيان هميشه تاريخ در تداوم خط اسلام ناب ، و خط ولايت و غدير، براى پاى فشردن در خط غدير در تداوم وفاداريها، رعايت عهد و پيمان ها، به استقبال شهادت رفتند و خواهند رفت .

 اگر غدير نبود، عشق مى مرد و رسالت ناتمام مى ماند.

 و گلواژه هاى شهادت و ايثار بى معنا بود.

 و رسالت بدون ولايت در توطئه هاى مكرر خناسان فرو مى خشكيد.

 آنگاه كه رسالت با غدير هميشه جارى ولايت پيوند خورد.

 دين الهى كامل شد كه فرمود: اليوم اكملت لكم دينكم .

 امروز نيز غدير باوران عاشق شهادت ، ابر قدرتها را به سقوط كشاندند و در عصر اسلحه هاى اتمى ، همه سلاح هاى مدرن را با ايمان و خون ، شكست دادند.

 و ترس را ترساندند و مرگ را خجل كردند.

 چه اينان پيرو امام غديرند.

 امامى كه در غدير، بيعت عمومى مسلمانان براى رهبرى او تحقق يافت و امامت او و فرزندان معصومش تا قيامت و رجعت ، شناسانده شد و امت اسلامى با تحقق ولايت به ابديت پيوند خورد، و عزت و سربلندى مسلمانان جاودانه گرديد.

 و آينده نيز آن امام غدير است كه با دست توانمند غدير باوران عاشق ، و منتظران تشنه زلال حقيقت غدير، بازسازى خواهد شد.

 و زمين با نور پروردگارى روشن خواهد گشت و پس از طلوع آخرين خورشيد از سلاله غدير، غدير باوران منتظر در ركاب او حاضر شده و به پاكسازى زمين همت خواهند كرد.

 پس گذشته ما با غدير سامان يافت .

 و امروز و فرداى ما در پرتوى غدير نور مى گيرد، معنا پيدا مى كند به اميد آن روز كه فرزند راستين غدير، رمز و راز غدير را بر همگان باز گويد.

 انشاء الله

 قم ، مؤ سسه فرهنگى تحقيقاتى اميرالمؤ منين (ع ) محمد دشتى

 

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/09/15 ׀ موضوع: ׀

نگاهي گذرا بر مطالب اخير وبلاگ بانك مقالات و كتابخانه ديجيتال مهدي ايرانپور

» شبکه های محلی LAN
» سیستم عامل شبکه
» سیستم عامل
» خورشید شرق (ولادت امام رضا علیه‏السلام)
» همه چيز از آنفولانزای خوكی - دکتر سید ناصر عمادی
» گياهان - مقالات گياهان
» کمکهای اولیه - کتاب موبایل
» کتاب پیشگیری از بلایای طبیعی- كتاب موبايل
» ليست كتب الكترونيكي ايرانپور
» فوايد روزه
» رمضان
» گوشه اي از زندگاني امام موسي كاظم سلام الله عليه
» من فضائل اهل البيت علیهم السلام
» Imam Ali (a.s) in the eyes of the Khulafaa and the companions
» اهميت افشاگرى در نهج البلاغه - مقالات نهج البلاغه
» روانشناسی عشق ورزیدن
» پيامبر اعظم در آيينه قرآن و عترت
» اس ام اس مخصوص میلاد حضرت علی(ع) - 13 رجب
» پروژه ADSL
» راز زندگی
» لیلة الرغائب چگونه شبی است؟
» کتاب آموزش ترکی استانبولی
» امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت -مقالات شخصیت های سیاسی اجتماعی
» قيام 15 خرداد ۴۲، ريشه‌ها و دستاوردها- مقالات سیاسی اجتماعی
» سی پی یو - مقالات کامپیوتر
» ادامه لغتنامه ترکی به فارسی
» 15 راز سر به مهر دنیا !
» خبر
» اهانت تا این حد؟؟؟
» کسب و کار اینترنتی- مقالات کامپیوتر
» زبان و ارتباط-مقالات اجتماعی
» کتاب لغتنامه ترکی به فارسی - ادبیات ترک

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/09/08 ׀ موضوع: ׀

شبکه های محلی LAN

 

دوستان عزیز نظرات شما باعث پیشرفت وبلاگ می گردد.لطفا نظر دهید

مقاله شبکه های محلی LAN  -مقاله شبکه های محلی LAN

مقدمه

شبکه‌های کامپیوتری مجموعه‌ای از کامپیوترهای مستقل متصل به یکدیگرند که با یکدیگر ارتباط داشته و تبادل داده می‌کنند. مستقل بودن کامپیوترها بدین معناست که هر کدام دارای واحدهای کنترلی و پردازشی مجزا بوده و بود و نبود یکی بر دیگری تاثیرگذار نیست.

متصل بودن کامپیوترها یعنی از طریق یک رسانه فیزیکی مانند کابل ، فیبر نوری ، ماهواره‌ها و ... به هم وصل می‌باشند. دو شرط فوق شروط لازم برای ایجاد یک شبکه کامپیوتری می‌باشند اما شرط کافی برای تشکیل یک شبکه کامپیوتری داشتن ارتباط و تبادل داده بین کامپیوترهاست.

این موضوع در بین متخصصین قلمرو شبکه‌ مورد بحث است که آیا دو رایانه که با استفاده از نوعی از رسانه ارتباطی به یکدیگر متصل شده‌اند تشکیل یک شبکه می‌دهند. در این باره بعضی مطالعات می‌گویند که یک شبکه نیازمند دست کم ۳ رایانه متصل به هم است. یکی از این منابع با عنوان «ارتباطات راه دور: واژه‌نامه اصطلاحات ارتباطات راه دور»، یک شبکه رایانه‌ای را این طور تعریف می‌کند: «شبکه‌ای از گره‌های پردازشگر دیتا که جهت ارتباطات دیتا به یکدیگر متصل شده‌اند». در همین سند عبارت «شبکه» این طور تعریف شده‌است: «اتصال سه با چند نهاد ارتباطی».  رایانه‌ای که به وسیله‌ای غیر رایانه‌ای متصل شده‌است (به عنوان نمونه از طریق ارتباط «اترنت» به یک پرینتر متصل شده‌است) ممکن است که یک شبکه رایانه‌ای به حساب آید، اگرچه این نوشتار به این نوع پیکربندی نمی‌پردازد.

 متن کامل مقاله در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: چهارشنبه 1388/08/27 ׀ موضوع: كامپيوتر ׀

http://www.symantec.com/avcenter/download/pages/BR-N95.html
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: شنبه 1388/08/16 ׀ موضوع: ׀

سیستم عامل شبکه

سیستم عامل شبکه

مهرداد جان بيشتر از اين نتونستم پيدا كنم شرمنده

Network Operating System(NOS) نرم افزاری است که یک شبکه و ترافیک و صف پیامهای روی آن را کنترل می کند.همچنین کنترل دسترسی چندین کاربر به یک منبع بر روی شبکه نظیر یک فایل را بر عهده داردوعملیات مدیریتی مهمی نظیر کنترل امنیت را میسر می سازد. یک سیستم عامل شبکه فقط شامل همان ابزارهای شبکه ای که در سیستم های عامل موجود مانند ویندوز ایکس پی وجود دارد نیست.بلکه یک سیستم عامل شبکه در واقع یک سیستم عامل است که مخصوص استفاده بر روی شبکه(به خصوص برای سرویس دهنده ها) و به منظور بهینه سازی عملکرد شبکه نوشته شده است . برخی از سیستم عامل های شبکه معروف به قرار زیر است: Windows NT
IBM AIX
Sun Sularis
Plan 9 from Bell Labs
Inferno
Windows 2000 Data Center Server
Windows 2000 Advanced Server
Windows 2000 Server
Windows 2003 Server(Enterprise ,Web Editions)
Windows 2008 Server(Beta 3)
Novell NetWare
Red Hat Linux

  نکته 1 : یک سیستم عامل شبکه اغلب در شبکه های محلی منطقه ای WAN   یا گسترده LAN استفاده

می شوند ولی می توانند در سیستم های شبکه های بزرگتر هم به کار برده شوند.

نکته 2 : اغلب سیستم عاملهای شبکه بر پایه 5  لایه بالایی مدل مرجعOSI قرار دارند.

from Federal Standard 1037Cماخذ  :

سیستم عامل شبکه همچنین نام سیستم عاملهای تایم شیرینگ برروی Cyberو سری CDC 60-bit 6000 از کامپیوتر های مین فریم در اواسط دهه1980بود که بهNOS/VE on the 64-bit Cyber-180 system تغییرنام یافت . سیستم عامل شبکه سیستم عاملی است که حاوی امکانات خاصی جهت اتصال کامپیوترها به شبکه محلی یا داخلی می باشد.برخی سیستم عاملهای شبکه معروف در داس و ویندوز شامل Novell Netware, Windows NT and 2000, Sun Solaris and IBM OS/2 هستند.

نیزیک سیستم عامل شبکه است که برابزارهای قابل استفاده Cisco IOS (Internet OperatingSystem(

مانند روترها و سوییچها ciscoدر شبکه متمرکز شده است.این سیستم عامل تقریبا در تمام ابزارهای شبکه ای نصب شده است. برخی از خصوصیات سیستم های عامل شبکه به قرار زیر است: - تامین امکانات ابتدایی سیستمهای عامل نظیر پشتیبانی پروسسورها ٬ پروتوکل ها ٬ تشخیص خودکار سخت افزارو پشتیبانی برنامه ها و پرسسهای چندگانه. - امکانات امنیتی نظیراعتماد سنجی ٬ کنترل مجازبودن ٬ محدودیت های اتصال به شبکه وکنترل دسترسی

- تامین خدمات نام ها و پوشه ها

- تامین خدمات فایل ٬چاپ ٬خدمات شبکه ٬تهیه فایلهای پشتیبان (بک آپ ) و سرویس های مربوط به تکرار  

 


سیستم عامل شبکه (Network Operating System) سیستم عاملی است که ویژه پشتبانی از شبکه طراحی می‌‌شود. سیستم عاملهای مبتنی بر سرویس دهنده (Server) علاوه بر کارهای نظارتی ،امنیتی و مدیریتی پشتیبانی از کار در شبکه را نیز هم‌زمان برای چندین کاربر فراهم می‌‌کنند. سیستم عاملی که از وجود شبکه آگاه باشد (Network-Aware) می‌‌تواند امکان دستیابی به منابع شبکه را برای کاربران فراهم سازد. بر خلاف سیستم عاملهای تک کاربره این سیستم عاملها باید درخواستهای دریافتی از ایستگاه‌های کاری مختلف را پاسخ گویند و جزییاتی چون دستیابی و ارتباطات شبکه، تخصیص و به اشتراک گذاشتن منابع، محافظت داده‌ها و کنترل خطاها را نیز مدیریت کنند. سر نام آن NOS است. Network OS نیز نامیده می‌‌شود.

 منبع بانك مقالات و كتابخانه ديجيتالي ايرانپور

 

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: شنبه 1388/08/09 ׀ موضوع: كامپيوتر ׀

سیستم عامل

سیستم عامل

سیستم عامل (به انگلیسی: Operating System) با حروف اختصاری OS اساسی ترین برنامه سیستمی است که مدیریت کلیه منابع سیستم را به عهده گرفته و زمینه ای را فراهم می سازد که برنامه های کاربردی می توانند بر روی آن نوشته شوند .

 

 

 

 

فهرست مندرجات

۱ دلایل ایجاد سیستم عامل

۲ وظایف سیستم عامل

۳ سیستم عامل های فعلی

۴ انواع سیستم عامل

۴.۱ سیستم عامل تک پردازنده

۴.۲ سیستم عامل شبکه ای

۴.۳ سیستم عامل توزیع شده

۴.۴ سیستم عامل بی درنگ

۵ منابع

 

 

 دلایل ایجاد سیستم عامل

یک سیستم کامپیوتری پیشرفته از یک یا چند پردازنده ، مقداری حافظه اصلی ، دیسک ها ، چاپگر ها ، صفحه کلید ، صفحه نمایش ، واسط های شبکه ای و دیگر دستگاه های ورودی و خروجی تشکیل شده است . این اجزا در کنار یکدیگر یک سیستم پیچیده را به وجود آورده اند . نوشتن برنامه هایی که تمامی این عناصر را مدیریت کرده و از آنها به طور صحیح ، بهینه و کارآمد استفاده نماید ، کار بسیار مشکلی است . اگر هر برنامه نویس مجبور باشد با مفاهیمی نظیر نحوه کار دستگاه های ورودی خروجی گوناگون آشنا باشد ، بسیاری از برنامه ها هرگز نوشته نخواهد شد . به همین دلیل ، از سالها قبل به وضوح مشخص بود که باید روش هایی یافت که برنامه نویسان را از پیچیدگی های سخت افزار دور نگه دارد . تلاش های گسترده ، منجر به ایجاد یک لایه نرم افزاری روی سخت افزار شد که همه اجزای سیستم را کنترل نموده و کار برنامه نویسان را راحت تر کند . به این لایه نرم افزاری سیستم عامل می گویند .

 

 وظایف سیستم عامل

سیستم عامل دو کار عمده انجام می‌دهد :

 

در نگرش پایین به بالا ، منابع منطقی ( مانند فایل ها ) و منابع فیزیکی ( مانند دستگاه های سخت افزاری ) رایانه را مدیریت و کنترل می‌کند .

 

در نگرش بالا به پایین ، وظیفه سیستم عامل این است که یک ماشین توسعه یافته ( Extended Machine ) یا ماشین مجازی ( Virtual Machine ) را به کاربران ارائه کند تا آنها بتوانند آسان تر برنامه نویسی نمایند و درگیر پیچیدگی های سخت افزاری رایانه نشوند .

 

به طور کلی ، وظایف سیستم عامل شامل موارد زیر است :

 

استفاده بهینه از منابع و جلوگیری از به هدر رفتن آنها

تخصیص و آزاد سازی منابع

اداره صف ها و زمان بندی استفاده از منابع

حساب داری ( Accounting ) میزان استفاده از منابع

ایجاد امنیت ( security )

ایجاد ، حذف و اداره فرایند ها

ایجاد مکانیسم های ارتباط بین فرایند ها و همگام سازی آنها

مدیریت فایل ها و پوشه ها

مدیریت حافظه های اصلی و جانبی

برقراری امکان دسترسی چندتایی ( Multiaccess ) و اجرای هم روند ( Concurrent ) فرایند ها

به اشتراک گذاری منابع ( Resource Sharing )

تعیین راهکار هایی برای اداره بن بست ( deadlock ) ها

جلوگیری از شرایط رقابتی ( Race Condition ) و تداخل یا در هم قفل شدن ( Interlock ) فرایند ها

جلوگیری از گرسنگی ( Starvation )

سیستم عامل های فعلی

امروزه پرمصرف ترین سیستم عامل جهان ، ویندوز است که بر روی بیشتر رایانه‌های شخصی نصب شده ‌است .

 

نام چند ‌سیستم عامل معروف جهان در زیر آمده است :

 

یونیکس

لینوکس

سولاریس (سیستم عامل)

بی اس دی

مک او اس

ام وی اس.

ویلز (سیستم عامل)

ویندوز اکس‌پی

ویندوز ویستا

ویندوز ان‌تی

ویندوز سی‌ئی

پالم (سیستم عامل)

سیمبیان (سیستم عامل)

انواع سیستم عامل

 سیستم عامل تک پردازنده

این نوع سیستم عامل ها ، سیستم عامل های نسل چهارم ( نسل فعلی ) هستند که بر روی یک پردازنده اجرا می شوند .

 

سیستم عامل شبکه ای

این نوع سیستم عامل ها ، از کنترل کننده های واسط شبکه و نرم افزار های سطح پایین به عنوان گرداننده استفاده می کنند و برنامه هایی برای ورود به سیستم های راه دور و دسترسی به فایل از راه دور در آنها به کار گرفته می شود .

 

 سیستم عامل توزیع شده

این سیستم عامل ها خود را مانند سیستم عامل های تک پردازنده به کاربر معرفی می کنند ، اما در عمل از چندین پردازنده اجرا می شوند .

 

سیستم عامل بی درنگ

از این نوع سیستم‌های عامل برای کنترل ماشین آلات صنعتی، تجهیزات علمی و سیستم‌های صنعتی استفاده می‌گردد. یک سیستم عامل بلادرنگ دارای امکانات محدود در رابطه با بخش رابط کاربر و برنامه‌های کاربردی مختص کاربران هستند. یکی از بخش‌های مهم این نوع سیستم‌های عامل، مدیریت منابع موجود کامپیوتری بگونه‌ای است که یک عملیات خاص در زمانی که می‌بایست، اجراء خواهند شد , مهمتر اینکه مدیریت منابع بگونه ایست که این عمل در هر بار وقوع, مقدار زمان یکسانی بگیرد.

 

 منابع

کتاب طراحی و پیاده سازی سیستم های عامل ، نوشته دکتر ابوالفضل طرقی حقیقت ، نشر همای دانش

 

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: جمعه 1388/08/08 ׀ موضوع: كامپيوتر ׀

خورشید شرق (ولادت امام رضا علیه‏السلام)
خورشید شرق (ولادت امام رضا علیه‏السلام)
اشاره
یازدهم ذی القعده، سالروز میلاد با برکت پیشوای هشتم، خورشید تابان آسمان پرنور ایران، غریب آشنا، نگین خراسان، شهد شیرین مشهد، حضرت امام رضا علیه‏السلام است. در این روز دیدگاه رنجور و خسته امام موسی بن جعفر علیه‏السلام ، به چهره دلربا و جمال نورانی فرزند نورسیده‏اش روشن شد و صبح سپید را از پس پرده شب تاریک نوید داد. در روز جشن و سرور اهل بیت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، سر بر آستان باعظمت حضرتش می‏ساییم و ذرات غبار حرم پاکش را توتیای چشمان خود می‏کنیم.
امام رضا علیه‏السلام در یک نگاه
وجود مقدس امام رضا علیه‏السلام در سال شهادت جد بزرگوار خود امام صادق علیه‏السلام به دنیا آمد. ایشان در دامن پرمهر و محبت پدر و مادر پاک دامن خود، مراحل رشد و شکوفایی جسمی و روحی را پشت سر گذاشت. امام رضا علیه‏السلام مدت 35 سال از امامت پدر بزرگوار خود را درک کرد و از محضر نورانی حضرتش بهره‏مند شد. آن حضرت از 35 سالگی امامت امت اسلامی را به عهده گرفت و در 55 سالگی به شهادت رسید.
ازدواج
تاریخ ازدواج امام رضا علیه‏السلام به درستی معلوم نیست، ولی همسر گرامی حضرت، سبیکه یا خیزران، از زنان با فضیلت عصر خود بود. در عظمت شأن و مقام ایشان همین بس که امام کاظم علیه‏السلام به یزید سلیط امر کرد سلام حضرت را به ایشان برساند. نیز امام جواد علیه‏السلام تنها فرزند امام رضا علیه‏السلام از ایشان متولد شده است.
موقعیت امام در مدینه
امام رضا علیه‏السلام ، هفده سال از امامت بیست ساله خود را در شهر مدینه و در کنار اهل بیت خود سپری، و از آنجا امت اسلامی را رهبری و هدایت کرد. حضرت، شاگردان پدر را به دور خود جمع کرده، به تدریس و تکمیل حوزه علمیه جد بزرگوارش امام صادق علیه‏السلام پرداخت و در این راستا، گام‏های استواری برداشت. موقعیت امام رضا علیه‏السلام در مدینه، همه دانشمندان و شخصیت‏های سیاسی و اجتماعی حجاز را تحت الشعاع قرار داده بود. ایشان در تمام شئون مادی و معنوی، پناهگاه و مرجعی برای مردم به شمار می‏آمد. وجود مقدس امام رضا علیه‏السلام خود در این باره به مأمون فرمود: «اینکه من در اینجا ولیعهد شده‏ام، از نظرم هیچ بر موقعیتم نیفزوده است؛ زیرا من در مدینه، در جایگاهی بودم که نامه‏ام به مشرق و مغرب حکومت اسلامی می‏رفت. در آنجا هیچ کس عزیزتر از من بود و هر کس حاجتی داشت، آن را از من می‏طلبید و من هم تا حد توان نیازهای نیازمندان را تأمین می‏کردم».
عصر هارون
امام رضا علیه‏السلام پس از شهادت پدر بزرگوار خود، در سال 183 قمری، به امامت رسید. مدت امامت ایشان بیست سال بود که ده سال از آن در دوران هارون الرشید گذشت. این مدت، دوران آزادی نسبی فعالیت‏های فرهنگی و علمی امام رضا علیه‏السلام به شمار می‏رود؛ زیرا هارون در این مدت چندان با حضرت کاری نداشت و ایشان آزادانه به فعالیت‏های خود ادامه می‏داد. امام رضا علیه‏السلام ، در این دوره توانست شاگردانی را تربیت و علوم و معارف اسلامی را توسعه دهد. مهم‏ترین علت کاهش فشار از طرف هارون، نگرانی وی از عواقب شهادت امام کاظم علیه‏السلام بود؛ زیرا اگر چه هارون تلاش فراوانی برای پنهان کردن این جنایت به عمل آورد، اما سرانجام راز این جنایت بزرگ فاش شد و باعث نفرت مردم از هارون گردید. امام رضا علیه‏السلام هم از این فرصت استثنایی استفاده کرده، امامت خود را آشکار ساخت.
امام رضا علیه‏السلام و امین
با درگذشت هارون‏الرشید در سال 193 قمری در شهر طوس، فرزندش امین به خلافت رسید و به مدت پنج سال زمام امور کشورهای اسلامی را به دست گرفت. در این دوران، برخوردی میان امام رضا علیه‏السلام و مأموران عباسی صورت نگرفته است؛ زیرا دستگاه خلافت عباسی، گرفتار اختلاف‏های داخلی و نبردهای امین و مأمون عباسی بر سر خلافت بود و فرصتی برای آزار و اذیت علویان به ویژه امام رضا علیه‏السلام نداشت. امام، در فاصله سال‏های 193 تا 198 قمری که مصادف با حکومت امین بود، از آزادی نسبی برخوردار بود و توانست با استفاده از این فرصت، کارهای ناتمام پدران بزرگوار خود را سر و سامان داده، خدمات علمی و فرهنگی زیادی به امت اسلامی عرضه کند.
عصر مأمون
با استقرار مأمون عباسی بر تخت سلطنت در سال 198 قمری، فصل تازه‏ای از زندگی امام رضا علیه‏السلام شروع شد. این بخش از زندگی حضرت، با ناملایمات و سختی‏های فراوانی همراه بود و فرصت هر گونه فعالیت آزادانه را از ایشان گرفت. در این دوران پنج ساله، مأمون تصمیم گرفت امام را از مدینه به شهر مرو، مقر حکومت خود آورده، ضمن استفاده از موقعیت علمی و اجتماعی‏شان ،کارهای حضرت را زیر نظر بگیرد. مأمون ابتدا از امام به صورت محترمانه دعوت کرد تا همراه با بزرگان آل علی علیه‏السلام به مرکز خلافت بیایند، ولی امام از قبول دعوت خلیفه خودداری کرد. مأمون اصرار فراوانی نمود و نامه‏های متعددی میان آن دو رد و بدل شد تا سرانجام حضرت به طرف شهر مرو حرکت کرد.
مسافر ایران
هنگامی که امام رضا علیه‏السلام خود را از سفر به خراسان ناگزیر دید، در چند نوبت کنار مرقد پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حاضر شد و با وداع خویش، نگرانی و ناخرسندی خود را از این سفر آشکار ساخت. بعد از مراسم وداع با جد بزرگوار و اهل بیت خود، کاروان امام به حرکت افتاد. مسیر حرکت امام از مدینه به خراسان به گونه‏ای طراحی شده بود که از هر گونه واکنش احتمالی شیعیان و علویان به دور باشد. بر همین اساس، مأمون دستور داد حضرت را از داخل شهرهای شیعه نشین عبور نداده، احساسات و عواطف آنان را تحریک نکنند. آنان کاروان حامل امام را از شهر مدینه به بصره و از آن‏جا به شهر اهواز حرکت دادند. کاروان در ادامه مسیر خود، وارد فارس شد و آنجا را به قصد مرو ترک کرد. همچنین کاروانیان پیش از رسیدن به مرو، مدتی در نیشابور استراحت کردند.
نگین نیشابور
امام رضا علیه‏السلام در میان استقبال با شکوه و بی‏نظیر مردم نیشابور، وارد این شهر شد و چند روزی در آنجا اقامت گزید. امام رضا علیه‏السلام در شهر نیشابور با نمایاندن چهره محبوب خود برای مردم ولایت‏مدار، در پاسخ به دو تن از علمای بزرگ شهر، حدیث سلسلةُ الذَّهب را چنین روایت فرمود: «من از پدر خود و پدرم از پدران خود و آنها از پیامبر اسلام و ایشان از جبرئیل و او از خداوند متعال شنید که فرمود: کلمه توحید (لا اله الّا اللّه‏) دژ مستحکم من است. هر کس وارد دژ من شود از عذاب و کیفر الهی در امان است». بعد از خواندن حدیث توحید، شتر امام به راه افتاد، ولی هنوز دیدگان هزاران انسان شیفته به سوی او بود که ناگهان ایستاد و امام سر خود را از کجاوه بیرون آورد و کلمات جاویدان دیگری به زبان جاری ساخت و با صدای بلند فرمود: «کلمه توحید شروطی هم دارد، من از جمله شروط آن هستم». امام رضا علیه‏السلام با این بیان، مسئله ولایت را همانند تنه‏ای بر آمده از ریشه درخت توحید معرفی کرد. در آن روز، این حدیث، به دست بیست هزار نفر نوشته شد.
خورشید مرو
کاروان حامل امام رضا علیه‏السلام ، شهرها و روستاها را یکی پس از دیگری طی کرده و سرانجام پس از تحمل حدود چهارماه سفر و گذر از مناطق مختلف، در نیمه اول سال 201 قمری وارد شهر مرو، مرکز حکومت مأمون عباسی شد. با ورود امام به این شهر، شور و هیجان وصف ناپذیری مردم را فرا گرفت و شیفتگان مقام ولایت، با شور و احساسات پاک خود مقدم حضرت را گرامی داشتند. عبور مرکب امام از میان انبوه جمعیت که تا خارج شهر به استقبال آمده بودند، شکوهی فراوان و منظره‏ای شگفت‏انگیز پدید آورده بود. امام پس از طی مسیر و عبور از میان صفوف به هم فشرده مردم، در منزلی نزدیک مرکز حکومتی که از قبل آماده شده بود مستقر شد.
ولایت‏عهدی
چند روز پس از استقرار امام رضا علیه‏السلام در مرکز حکومت عباسی، مذاکراتی بین حضرت و مأمون آغاز شد. مأمون تظاهر کرد می‏خواهد خلافت را به حضرت واگذار کند، ولی امام این پیشنهاد را نپذیرفت. مأمون که چیزی جز این از حضرت انتظار نداشت، از موقعیت پیش آمده استفاده کرده، هدف اصلی خود، یعنی واگذاری ولایت‏عهدی را به حضرت پیشنهاد کرد. امام باز هم نپذیرفت. مأمون از راه تهدید وارد شده و گفت: «باید پیشنهاد مرا بپذیری زیرا چاره‏ای جز این نمی‏بینم. تو همواره بر خلاف میل من پیش می‏آیی و خود را از قدرت من در امان می‏بینی. به خدا سوگند اگر از قبول پیشنهاد ولایت‏عهدی خودداری کنی، تو را وادار به این کار می‏کنم و چنانچه باز هم قبول نکنی، به قتلت می‏رسانم». امام به ناچار پیشنهاد مأمون را پذیرفت و فرمود: «من به شرطی ولایت‏عهدی تو را می‏پذیرم که هرگز در امور مملکتی و در هیچ یک از امور دستگاه خلافت همانند عزل، نصب، حکم، قضاوت و فتوا دخالت نکنم».
اهداف شوم مأمون
یکی از ترفندهای سیاسی مأمون در مقابله با نارضایتی عمومی و فرونشاندن شورش‏ها ،دعوت از امام رضا علیه‏السلام بود تا از مدینه به خراسان بیاید و او از این راه خلافت خود را مشروعیت بخشد و با خیال آسوده حکومت کند. هدف‏هایی که مأمون در سیاست احظار امام رضا علیه‏السلام به خراسان داشت عبارت است از: 1. زیر نظر داشتن فعالیت‏های امام و جدا کردن حضرت از مردم؛ 2. کاشتن بذر شک و بدبینی و شایعات در مورد رهبری اهل بیت و اتهام گرایش به قدرت و سازش با حکومت؛ 3. جلب و جذب جنبش‏های علوی؛ 4. داشتن انسانی نیرومند از نظر علمی و معنوی در دستگاه حکومتی خود برای برطرف ساختن مشکلات و تنگناها؛ 5. در دست‏داشتن امام به عنوان برگ برنده در مقابل علویان دیگری که با دستگاه عباسی مخالفت می‏کردند؛ 6. احساس خطر مأمون از طرف امام.
مأمون و نگارش عهدنامه
مأمون، عهدنامه ولایت‏عهدی امام رضا علیه‏السلام را به خط و انشای خویش نوشت و امام رضا علیه‏السلام نیز به خط شریف خود بر این عهدنامه مطالبی اضافه کرد. در قسمتی از این عهدنامه که از سوی مأمون نوشته شده ، آمده است: «برای رسیدن به انتخاب ولی‏عهد، شب و روز به پیشگاه خدا مناجات کردم و از او خواستم در انتخاب ولی‏عهد کسی را الهام فرماید که خشنودی و طاعت خدا در آن باشد. به همین دلیل در افراد خاندان خود و علی بن ابی طالب با دقت نظر کردم و کسی را جز علی بن موسی نیافتم که برای این مقام لایق‏تر باشد». این عهدنامه در روز دوشنبه، هفتم رمضان سال 201 نوشته شد.
مناظرات علمی
مأمون پس از تحمیل مقام ولایت‏عهدی به امام رضا علیه‏السلام ، جلسات گسترده بحث و مناظره تشکیل می‏داد و دانشمندان بزرگ را به این جلسات دعوت می‏کرد. اگرچه منظور از این جلسات در ظاهر اثبات مقام والای امام هشتم در رشته‏های گوناگون علوم بود، در زیر پوشش ظاهری اهداف و مقاصد پلیدی دنبال می‏شد. مأمون می‏خواست مقام والای امام هشتم را تنها در بعد علمی منحصر کرده و به تدریج آن حضرت را از مسائل سیاسی کنار بزند و شعار جدایی دین از سیاست را عملی سازد. او مایل بود مسئله مناظره امام با علمای بزرگ زمان خود، نقل محافل و مجالس شود و همه علاقه‏مندان و عاشقان مکتب اهل بیت در جلسات خود به این مسائل بپردازند و از پیروزی‏های امام در این مباحث سخن بگویند تا مأمون کارهای سیاسی خود را با خیال راحت دنبال کرده، آن را پوششی بر نقاط ضعف حکومت خود قرار دهد.
قیام‏ها
در عصر امام رضا علیه‏السلام ، قیام‏های فراوانی از سوی علویان بر ضد دستگاه عباسی شکل گرفت. علت این انقلاب‏ها و قیام‏ها، ظلم و فساد بی‏پایان خلفای عباسی به مردم و علویان بود. افزون بر این که آنان معتقد بودند رهبری جامعه اسلامی حق علویان است و عباسیان غاصبان خلافت‏اند. برخی از این قیام‏ها عبارت است از:
1. قیام ابوالسرّایا: وی از نوادگان امام حسن مجتبی علیه‏السلام است که یکی از گسترده‏ترین انقلاب‏های عصر خود را رهبری می‏کرد. مرکز قیام ایشان کوفه بود. در این قیام دویست هزار تن از یاران خلیفه به دست انقلابیون کشته شدند.
2. قیام ابراهیم بن موسی بن جعفر علیه‏السلام که در یمن انجام شد.
3. قیام محمدبن سلیمان، از نوادگان امام حسین علیه‏السلام که در شهر مدینه قیام مردم را رهبری می‏کرد.
4. قیام محمد دیباج، فرزند امام صادق علیه‏السلام و عموی امام رضا علیه‏السلام که در مکه و نواحی حجاز رخ داد.
شاگردان
امام رضا علیه‏السلام در مدت بیست ساله امامت خود، شاگردان بسیاری را تربیت کرد و آن‏ها را به سر منزل کمال رساند. در منابع اسلامی، اصحاب و شاگردان حضرت بیش از سیصد نفر ذکر شده که برای نمونه، به چند از آنان اشاره می‏کنیم:
1. احمدبن محمد بَزَنطی کوفی که از افراد مورد اعتماد و اطمینان، و از راویان احادیث اهل بیت است. وی از محضر امام کاظم علیه‏السلام و امام رضا علیه‏السلام کسب فیض نمود و کتابی در معارف اسلامی نوشت. بزنطی در سال 221 قمری از دنیا رفت.
2. احمدبن محمد اشعری قمی که از مفاخر و بزرگان فقهای قم بوده، از محضر امام رضا علیه‏السلام ، امام جواد علیه‏السلام و امام هادی علیه‏السلام کسب فیض کرده است.
3. زکریابن آدم که از بزرگان امامیه به شمار می‏آید. در عظمت علمی او همین بس که امام رضا علیه‏السلام به علی بن مسیب فرمود: «هر زمان که به ما دسترسی نداشتی، مسائل و معارف خود را از زکریابن آدم بپرس». قبر پاک زکریا، در قبرستان شیخان شهر مقدس قم است.
آثار
وجود منبع علوم آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و فیض ربوبی در شهر مدینه، باعث شد تا دانشمندان و بزرگان جهان اسلام از نقاط مختلف برای کسب فیض از محضر امام رضا علیه‏السلام به مدینه آمده و از علوم ایشان بهره‏مند شوند. ایشان در مدت امامت خود توانست آثار مهمی اعم از تفسیر قرآن، اخلاق، احکام اسلامی، پزشکی و... از خود به یادگار بگذارد. امام رضا علیه‏السلام آثاری داشته‏اند که برخی از آن‏ها عبارت است از: رساله‏ای در مورد حلال و حرام و واجب و مستحب که به درخواست مأمون خلیفه عباسی نوشته و برای او فرستاد؛ رساله‏ای در طب و مسائل مختلف پزشکی که حضرت، خواص دارویی گیاهان و انواع میوه‏ها را بیان فرموده است؛ رساله‏ای در علل و فلسفه احکام که در جواب پرسش‏های محمدبن سنان برای وی نوشت.
اوضاع فرهنگی
عصر امام رضا علیه‏السلام از نظر اعتقادی، فکری و فرهنگی، عصر آشفته‏ای بود. مکتب‏های فقهی و کلامی متعددی در متن جامعه حضور داشتند و هر کدام از آنها در ایجاد فساد عقیدتی در میان مردم تلاش می‏کردند. واقفیه، یکی از گروه‏های دامنه‏داری بود که به امامت امام رضا علیه‏السلام ، اعتقادی نداشتند. آنها بر این باور بودند که امام کاظم علیه‏السلام ، همان مهدی موعود بوده، از نظرها غایب شده است. سران این گروه منحرف، به خاطر مسائل مادی، حاضر شدند با دادن رشوه، مسئله امامت امام رضا علیه‏السلام را مسکوت بگذارند. فرقه‏های غلات، مفوّضه، مُرجئه، جبریون و اهل حدیث، از دیگر فرقه‏های اسلامی بودند که به ترویج افکار و اندیشه‏های خود می‏پرداختند. افزون بر فرقه‏های اسلامی، یهودیان، مسیحیان، مجوسیان و ستاره‏پرستان نیز با مطرح کردن شبهه‏های دینی، سعی می‏کردند مسلمانان را از دایره اسلام خارج کنند.
مسافر بغداد
پس از سپردن منصب ولایت‏عهدی به امام رضا علیه‏السلام مردم بغداد که مهم‏ترین سنگر و پناهگاه عباسیان بود، دست به آشوب و شورش همگانی زدند. آنان به خارج شدن خلافت از دست عباسیان و سپردن آن به دودمان حضرت زهرا علیهاالسلام معترض بودند و به همین دلیل، مأمون را از خلافت عزل و با ابراهیم بن مهدی معروف به ابن‏شکله، یکی از لجوج‏ترین دشمنان امام علی علیه‏السلام بیعت کردند. وقتی این خبر به گوش خلیفه رسید، برای فرونشاندن شورش و خلاصی از محبوبیت روز افزون امام در خراسان، به حضرت دستور داد تا همراه لشکر به سوی بغداد حرکت کند. مأمون قصد داشت خودش در مرو باقی بماند. امام با درخواست مأمون مخالفت کرد و خلیفه مجبور شد همراه امام به سوی بغداد حرکت کند.
توطئه
مأمون به همراه امام رضا علیه‏السلام و فضل بن سهل وزیر ایرانی‏اش، با لشگر بزرگی از مرو حرکت و در مسیر راه به سرخس رسیدند. در آنجا مأمون برای از بین بردن امام و فضل نقشه کشیده بود. به همین دلیل از آن دو خواست تا همراه او به حمام سرخس بروند. مأمون می‏خواست نقشه شوم خود را به دست مردان مسلح خود عملی کند. امام رضا علیه‏السلام پیشنهاد مأمون را نپذیرفت و از قبول درخواست مکرر خلیفه سرباز زد. امام، حتی فضل بن سهل را نیز از این کار منع کرد، ولی او به حرف حضرت گوش نداد. هنگامی که فضل وارد حمام شد، به دست نوکران مأمون به قتل رسید و امام رضا علیه‏السلام از این توطئه مأمون جان سالم به در برد.
هدیه به دوست
معمر بن‏خلا می‏گوید: به سوی خراسان می‏رفتم که در بین راه، ریّان بن صلت به من گفت: دوست دارم وقتی به خراسان رسیدی، سلام مرا به امام رضا علیه‏السلام برسانی و از حضرت بخواهی یکی از پیراهن‏های خویش را با درهم‏هایی که به نام ایشان ضرب شده، به من ببخشد. معمر می‏گوید: همین که به محضر امام شرفیاب شدم، بی‏مقدمه فرمود: ریّان کجاست؟ آیا دوست دارد با ما ملاقات کند و ما از پیراهن خود او را بپوشانیم و از درهم‏های خویش به او بدهیم؟ معمر می‏گوید: گفتم سبحان‏اللّه‏! قسم به خدا که من هنوز سؤالم را مطرح نکرده بودم. امام فرمودند: ای معمر! مؤمن، صاحب توفیق است. برو و به ریان بگو نزد ما بیاید. ریان به محضر امام مشرف شد و یکی از پیراهن‏های حضرت را گرفت. وقتی از خانه حضرت خارج می‏شد، از او پرسیدم: چه چیزی در دست داری؟ گفت: سی درهم.
خبر از سرّ درون
شخصی به نام ابوحامد می‏گوید: روزی به امام رضا علیه‏السلام نامه‏ای نوشته و از حضرت درخواست کردم در حقم دعا کند. حضرت در جواب نامه نوشت: برایت دعا کردم، ولی نماز عصر خود را از وقت خود تأخیر نینداز و زکات اموالت را پرداخت کن. وقتی نامه حضرت را خواندم، به خود آمده گفتم: من در نامه خود در مورد نماز عصر و زکات سؤالی نکرده و کسی جز از خدا از این مطالب آگاه نبود. من همواره نماز عصر را در لحظه‏های پایانی وقتش می‏خواندم و زکات اموال خود را هم مرتب نمی‏دادم.
نماز اول وقت
امام رضا علیه‏السلام و عمران صابی یکی از دانشمندان بزرگ عصر مأمون، در حضور خلیفه عباسی درباره توحید بحث می‏کردند. امام رضا علیه‏السلام با استدلال محکم، به شبهه‏های او پاسخ می‏داد. هر لحظه بحث و مناظره آن دو اوج می‏گرفت تا اینکه هنگام نماز ظهر فرا رسید. حضرت همان لحظه از جا برخاست و فرمود: وقت نماز فرا رسیده است. عمران که چنین انتظاری نداشت گفت: ای آقای من! ادامه بحث و پاسخ سؤال مرا قطع نکن، همانا دلم آتش گرفت. حضرت تحت تأثیر احساسات و عواطف او قرار نگرفت و با کمال قاطعیت فرمود: نماز را می‏خوانیم و دوباره باز می‏گردیم. حضرت با همراهان خود برخاسته نماز خواندند و سپس به مجلس مناظره بازگشت و به ادامه بحث پرداخت.
احترام به دوستان
یونس بن یعقوب، یکی از شاگردان امام صادق علیه‏السلام و امام کاظم علیه‏السلام و از اهالی عراق بود که در سفر به مدینه منوره از دنیا رفت. هنگامی که حضرت رضا علیه‏السلام از وفات یونس آگاه شد، به پاس سابقه طولانی محبت او به اهل‏بیت، از او به نیکی یاد کرد و به سرپرست قبرستان بقیع پیام داد تا اجازه دهند یونس را در آنجا به خاک بسپارند. حضرت حنوط و کفن یونس را فرستاد و به شاگردان پدرش اعلام کرد که در تشیع جنازه او شرکت کنند. شخصی به نام علی بن الحسین می‏گوید: روزی در قبرستان بقیع کنار قبر یونس بن یعقوب رفتم. نگهبان قبرستان از من پرسید: صاحب این قبر کیست که ابوالحسن الرضا علیه‏السلام به من سفارش کرده تا چهل روز بر روی قبرش آب بپاشم. گفتم: این قبر یونس بن یعقوب، آزاد کرده امام صادق علیه‏السلام است.
جود و بخشش
امام رضا علیه‏السلام همانند پدران بزرگوار خود در آشکار و نهان، کمک‏های زیادی به مستمندان و نیازمندان می‏نمود و برای حل مشکلات آنان از هیچ کوششی دریغ نمی‏کرد. روزی شخصی خدمت امام رضا علیه‏السلام رفت و گفت: ای فرزند رسول خدا! به اندازه جوان‏مردی خویش به من عطا کن و کمکی به من برسان. حضرت فرمودند: ای مرد! چنین توانی ندارم که به اندازه جوان‏مردی خودم انفاق کنم. او گفت: پس به اندازه جوان‏مردی من کمک کن. حضرت به غلام خود فرمود: دو هزار دینار به او بده. در قضیه‏ای دیگر، حضرت تمام اموال خود را در روز عرفه بین مردم تقسیم کرد. فضل بن سهل که شاهد ماجرا بود به حضرتش اعتراض کرد و گفت: ای ابالحسن! این کار خسارت بزرگی است. حضرت فرمودند: بلکه این کار غنیمت است؛ هرگز بخشش آنچه را در برابر آن به اجر و کرم الهی می‏رسم خسارت نمی‏دانم.
همسفره غلامان
روزی امام رضا علیه‏السلام با غلامان خود که بعضی از آنان سیاه پوست بودند، سر یک سفره غذا می‏خوردند. در این هنگام مردی از شیعیان بلخ وارد شد و حضرت را به آن حال مشاهده کرد. پس رو به حضرت کرد و گفت: ای فرزند رسول خدا! برای شما شایسته نیست با غلامان هم‏غذا شده و بر یک سفره بنشینید. حضرت در جواب او فرمودند: «به درستی که خدای ما یکی است و همه ما از یک پدر و مادر (آدم و حوا) هستیم. پاداش و جزا هم برای اعمال انسان‏هاست. علاوه بر این که غذا خوردن با غلامان علامت تواضع و فروتنی است». بعد امام دوباره مشغول خوردن غذا شد و به همراه آنان از سفره کنار رفت.
فروتنی
روزی حضرت رضا علیه‏السلام وارد حمام عمومی شد و برای شست و شو در جایی نشست. مردی که حضرت را نمی‏شناخت رو به امام کرد و از ایشان خواست تا پشت او را کیسه بکشد و بر روی او آب بریزد. حضرت شروع به کیسه کشی و نظافت بدن او کرد. شخصی از راه رسید و امام رضا علیه‏السلام را در حال شستن بدن مرد دید. با دیدن این منظره، ناراحت شد و به سوی مرد آمده و گفت: آیا این مرد کیسه کش را می‏شناسی؟ گفت: ایشان علی بن موسی علیه‏السلام است. مرد با شنیدن این حرف ناراحت شد و از جای خود برخاست و از حضرت معذرت خواهی کرد، ولی حضرت با کمال مهربانی و فروتنی او را دلداری داد.
پرداخت بدهکاری
یکی از ساکنان مدینه می‏گوید: امام رضا علیه‏السلام به دستور مأمون عباسی از مدینه به سوی خراسان رفت. من چهار هزار درهم از آن حضرت طلب داشتم که فقط من و آن حضرت از آن باخبر بودیم. فردای آن روز امام جواد علیه‏السلام کسی را فرستاد که به نزد ایشان بروم. من به خانه حضرت جواد علیه‏السلام رفتم. با دیدن من فرمود: پدرم از مدینه رفته است، آیا تو چهار هزار درهم از ایشان طلب داری؟ گفتم: آری ای فرزند رسول خدا. حضرت گوشه جانماز را بلند کرد، دیدم مقداری دینار در آنجاست. حضرت آن‏ها را که قیمت روز آن چهار هزار درهم بود، بابت طلبکاری‏ام به من داد.
نماز باران
در یکی از سال‏های ولایت‏عهدی امام رضا علیه‏السلام ، خشکسالی خراسان را فراگرفت. منافقان از این فرصت استفاده کرده، این حادثه را به بدقدمی امام تعبیر کردند. در چنین موقعیتی، مأمون از امام درخواست کرد نماز باران بخواند. حضرت دستور داد مردم سه روز روزه بگیرند و در روز سوم که مصادف با روز دوشنبه بود، به همراه جمعیت زیادی به بیابان رفت. امام رضا علیه‏السلام بعد از راز و نیاز، دستان خود را به سوی خالق بی‏نیاز بالا گرفت و فرمود: «بار پروردگارا! تو حق ما اهل بیت را بر مردم بزرگ و با اهمیت شمرده‏ای و همان گونه که دستور داده‏ای به ما متوسل شده و به فضل و رحمت تو امیدوار هستند و چشم به احسان و نعمت تو دارند. پروردگارا! باران رحمت خود را بر آنان نازل فرما». بعد از دعای امام رضا علیه‏السلام به یک‏باره آسمان دگرگون شد و باران بسیاری بارید و همه جا از رحمت بی‏پایان الهی سیراب گردید.
رهیافته
عبداللّه‏ بن مغیره عراقی می‏گوید: من واقفی مذهب و معتقد بودم که بعد از امام کاظم علیه‏السلام امامی نیست. در یکی از سال‏ها برای انجام مراسم حج به مکه رفتم. در آنجا در مورد مذهب خود دچار شک و تردید شده، خود را کنار خانه خدا رساندم و به دیوار کعبه چنگ زدم. از خداوند بزرگ خواستم مرا به بهترین دین خود راهنمایی کند. در همانجا به قلبم خطور کرد که بعد از مراسم حج، به محضر امام رضا علیه‏السلام رفته و او را زیارت کنم. به قصد مدینه از مکه حرکت کردم و به منزل حضرت رسیدم. به خادم ایشان گفتم به حضرت اطلاع دهد مردی عراقی به در خانه آمده و منتظر اجازه ایشان است. در همین لحظه صدای امام رضا علیه‏السلام را شنیدم که دوبار مرا صدا کرد و فرمود: «ای عبداللّه‏ بن مغیره وارد خانه شو». وارد خانه حضرت شدم. هنگامی که حضرت به چهره من نگاه کرد فرمود: «خداوند دعایت را مستجاب کرد و تو را به دین خود هدایت فرمود». در همان لحظه به ولایت و امامت امام رضا علیه‏السلام شهادت دادم و بعد از چند روزی به عراق برگشتم.
مقام امامت
حضرت امام رضا علیه‏السلام در سخنانی می‏فرماید: «امام، خورشید تابانی است که جهانی را نورانی کرده و در افقی است که دست‏ها و دیده بدان نمی‏رسد. امام ماه تابنده، چراغ فروزنده، نور طلوع کننده و ستاره راهنما در تاریکی‏های شب است. امام ابری باران زا، آسمانی سایه بخش، زمینی هموار، و چشمه‏ای جوشان است. امام، پدری مهربان، همانند مادری دل سوز و پناه بنده‏های خداست». امام رضا علیه‏السلام در بیان امامت و ولایت حضرت ابراهیم علیه‏السلام می‏فرماید: «حضرت ابراهیم پس از این که به مقام امامت مفتخر شد، از درگاه خداوند آرزو کرد نسل او نیز از این افتخار بهره‏مند شوند. خداوند در پاسخ او فرمود: «امامت، عهد و پیمان الهی است که ظالمان و تبهکاران شایسته آن نیستند». خداوند با این بیان، امامت و رهبری هر انسان ظالم و گنهکاری را تا روز قیامت باطل کرده است.
خمس
یکی از دستورهای مالی برای مسلمانان، پرداخت یک پنجم از مازاد درآمد سال است که خمس نامیده می‏شود. در زمان غیبت امام زمان علیه‏السلام ، فقهای جامع شرایط، عهده‏دار مصرف خمس هستند. گروهی از مردم خراسان به حضور امام رضا علیه‏السلام رسیده و از حضرت خواستند آن‏ها را از پرداخت خمس معاف داشته و خمس اموالشان را به آنان ببخشد. حضرت که می‏دانست آنان شایسته بخشش نیستند و با نیرنگ می‏خواهند این وظیفه الهی را ترک کنند، به آن‏ها فرمود: «این چه نیرنگی است که به کار می‏برید؟ شما با زبان خود به ما اظهار اخلاص و دوستی می‏کنید، ولی از حقی که خداوند آن را برای ما قرار داده کوتاهی می‏نمایید». حضرت در ادامه سخنان خود فرمود: «حلال نمی‏کنیم، حلال نمی‏کنیم، حلال نمی‏کنیم». همچنین آن حضرت در بیان فضیلت و آثار و برکات خمس می‏فرماید: «خمس، مایه کمک به دین ماست».
زکات
زکات، یکی از واجبات الهی و از منابع اقتصادی حکومت اسلامی است که نقش فراوانی در گسترش عدالت اجتماعی و اقتصادی داشته، می‏تواند حکومت را برای برطرف سازی شکاف طبقاتی یاری دهد. زکات هزینه‏ای است که افراد دارای شرایط، باید برای برخی از کالاهای زندگی خود پرداخت کنند. پیشوای هشتم امام رضا علیه‏السلام در مورد آثار و برکات پرداخت زکات می‏فرماید: «اگر مردم زکات و حقوق مالی خود را بپردازند، هیچ فقیری پیدا نمی‏شود. خداوند زکات را برای تأمین زندگی نیازمندان و در امان ماندن اموال ثروتمندان واجب کرد. خداوند کسانی را که از نعمت سلامت برخوردارند، موظف کرد تا برای رفع نیازهای بیچارگان و مبتلایان آماده باشند و به آنان کمک کنند. بدانید که زیاد شدن اموال، ایجاد محبت و مهربانی در میان طبقات مختلف مردم و تأمین آبرومندانه نیازهای درماندگان، از آثار و برکات پرداخت زکات است».
صله رحم
در مجموعه رهنمودهای اسلام، خدمت به خویشاوندان و محبت به آنان اهمیت زیادی دارد. فلسفه پافشاری دین اسلام به صله رحم و نهی از قطع رحم این است که اگر تمام مردم در مورد اطرافیان و اقوام خود احساس وظیفه کنند، هیچ فردی در جامعه انسانی از نگاه محبت و رسیدگی اجتماعی محروم نمی‏ماند و بیشتر معضلات اجتماعی حل می‏شود. امام رضا علیه‏السلام در مورد آثار و فواید صله رحم می‏فرماید: «کسی که دوست دارد روزگار درازی را در دنیا زندگی کرده و رزق و روزی او زیاد شود، صله رحم کند». در مقابل، قطع رحم باعث کوتاهی عمر و از بین رفتن نعمت‏ها می‏شود.
گناه
بیشتر بدبختی‏هایی که دامن‏گیر افراد می‏شود، معلول آلودگی به انواع گناهان است. همان گونه که فرد سالم در اثر رعایت نکردن بهداشت فردی و اجتماعی به انواع بیماری دچار می‏شود، فرد گنهکار نیز به سبب تخلف از آموزه‏های انسان‏ساز دین، به انواع بلاها و گرفتاری‏های دنیوی و اخروی می‏افتد. پیشوایان بزرگ ما، در سخنان خود، کیفرها و آثار گناهان را گوشزد کرده‏اند تا مسلمانان را از سقوط در گرداب هلاکت بازدارند. امام رضا علیه‏السلام در یکی از سخنان ارزشمند خود در مورد آثار گناه می‏فرماید: «هر چه مردم گناهان جدید و تازه‏ای مرتکب می‏شوند که پیش‏تر انجام نمی‏شد، خداوند هم بلاهای جدیدی بر آنان می‏فرستد و آن‏ها را بدان مبتلا می‏کند».
نهی از شراب
خداوند در قرآن کریم مردم را از استعمال مشروبات الکلی نهی کرده، نوشیدن آن‏ها را از گناهان کبیره بر می‏شمارد. در بعضی از سخنان اهل‏بیت علیهم‏السلام نیز شراب کلید تمام بدی‏ها و زشتی‏ها معرفی شده است. امام رضا علیه‏السلام فلسفه تحریم شراب را چنین بیان می‏کند: «خداوند خوردن شراب را ممنوع کرد؛ زیرا مایه فساد و تباهی جوامع انسانی و موجب از بین رفتن عقل آدمی است. شرابخواری، زمینه‏های انکار خداوند و بسیاری از کارهای زشت و ناپسند را فراهم کرده، انسان را در مقابل گناهان بی‏باک می‏کند». امام در ادامه فرمود: «کسی که از شیعیان و پیروان مکتب ماست، باید از نوشیدن آن بپرهیزد؛ زیرا شراب از نوشابه‏های دشمنان ماست و پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند لباس دشمن مرا نپوشید و خوراک آنها را نخورید و راه دشمنان مرا نپیمایید؛ زیرا در این صورت، جزء دشمنان من شمرده می‏شوید».
پرهیز از تهمت
دین اسلام، حیثیت و آبروی افراد جامعه را بسیار محترم می‏داند. قرآن کریم نیز انسان‏ها را از افترا زدن به دیگران نهی کرده است. امام رضا علیه‏السلام در مذمت این عمل ناپسند اخلاقی که باعث لکه دار شدن حیثیت افراد و منزوی شدن و بی‏اعتباری اجتماعی آنان می‏شود، می‏فرماید:«کسی که به مرد یا زن مؤمنی تهمت زده، نسبتی ناروا یا چیزی که در او نیست به او نسبت دهد، خداوند متعال در روز قیامت او را بر کوهی از آتش نگاه خواهد داشت تا از عهده آنچه به مؤمن نسبت داده بر آید، و روشن است که هیچ گاه از عهده این نسبت بر نخواهد آمد».
نهی از رباخواری
ربا، باعث خارج شدن مال از مسیر اصلی خود که بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی مردم است می‏شود. در این صورت، ثروت هدف اصلی قرار گرفته و موجب بر باد رفتن نتایج تلاش‏های بیشتر مردم به نفع گروهی ثروتمند می‏شود. امام رضا علیه‏السلام در بیان آثار شوم رباخواری و ایجاد سلطه اقتصادی می‏فرماید: «معاملات ربوی، اگرچه به صورت خرید و فروش باشد، موجب نکبت شده و به ضرر هر دو طرف می‏شود. ربا باعث از بین رفتن روابط پسندیده مردم و اموال آن‏ها می‏گردد. رواج ربا باعث تعطیلی کارهای خیر شده و قرض دادن به دیگران بدون توقع سود از میان مردم رخت بر می‏بندد».
هم‏نشین
امام رضا علیه‏السلام همانند پدران بزرگوار خود، توجه ویژه‏ای به حفاظت شیعیان از انحراف‏های فکری و عملی داشت. آن حضرت روزی به یکی از شاگردان خود به نام ابوهاشم جعفری فرمود: «چرا با عبدالرحمن بن یعقوب هم‏نشینی می‏کنی؟» گفت: عبدالرحمن دایی من است. حضرت فرمود: «او درباره ذات پروردگار مطالبی می‏گوید که ساحت مقدسش از این موارد پاک است. یا با او هم‏نشین باش و ما را ترک کن و یا با ما نشست و برخاست کرده، او را از خود دور کن». ابوهاشم گفت: عقاید و گفتار او چه آسیبی به من می‏زند، در حالی که من بر عقیده حق خود استوار بوده و از عقاید او دوری می‏کنم؟ حضرت فرمود: «آیا نمی‏ترسی که بلایی به او برسد و تو نیز به بلای او بسوزی؟ شخصی از یاران حضرت موسی علیه‏السلام پدرش از یاران فرعون بود. هنگامی که سپاه فرعون به سپاه حضرت موسی علیه‏السلام رسید، او نزد پدرش رفت تا او را اندرز دهد، ولی وقتی عذاب بر سپاه فرعون نازل شد، او هم همراه پدرش غرق گردید. حضرت موسی علیه‏السلام فرمود: وقتی عذاب الهی فرود آید، از آن کس که نزدیک گنهکار است دفاعی نخواهد شد».
همسایه
یکی از حقوق اجتماعی انسان‏ها در مورد یکدیگر، حق همسایگی است. رعایت این حق بزرگ، در کنار حقوق دیگر، نقش به سزایی در سلامت و امنیت جامعه بشری دارد. به همین علت، دین اسلام که آخرین و کامل‏ترین دین الهی است، سفارش فراوانی درباره همسایگان کرده است. امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: «کسی که همسایه او از شر و بلاهای او در امان نباشد، از مانیست».
آفرینش بهشت و جهنم
اباصلت هروی، صحابه بزرگوار امام رضا علیه‏السلام می‏گوید: روزی در محضر امام بودم. از ایشان پرسیدم که آیا بهشت و جهنم هم اکنون وجود دارد یا اینکه خداوند آن دو را در آینده خلق می‏کند؟ حضرت فرمود: «آن دو هم اکنون وجود دارند. پیامبر اسلام زمانی که به معراج رفت، وارد بهشت شد و جهنم را نیز دید». پرسیدم: عده‏ای معتقدند که این دو مقدر شده، ولی هنوز خلق نشده است؟ حضرت فرمود: «آنها که چنین می‏گویند، از ما نیستند و ما نیز از آن‏ها نیستیم. هر کس خلقت بهشت و جهنم را انار کند، پیامبر و ما را انکار کرده و جزء اهل ولایت ما محسوب نمی‏شود و برای همیشه در آتش دوزخ باقی خواهد ماند. خداوند در قرآن کریم می‏فرماید: این جهنمی است که مجرمین آن را انکار می‏کنند. آن‏ها بین جهنم و آبی داغ و سوزان در رفت و آمد هستند».
لحظات وحشت
یاسر، خادم امام رضا علیه‏السلام می‏گوید: از پیشوای هشتم شنیدم که فرمود: «ترسناک‏ترین لحظات برای آدمی سه جاست که انسان در آن از هر زمانی تنهاتر است. نخست: روزی که از شکم مادر به دنیا می‏آید و بزرگی آن را مشاهده می‏کند. دوم: روزی که از دنیا می‏رود و آخرت و اهل آن را می‏بیند. سوم: روزی که دوباره زنده می‏شود و چیزهایی را مشاهده می‏کند که در دنیا ندیده بود. خداوند در این سه لحظه بر حضرت یحیی علیه‏السلام درود و سلام فرستاد و ترس و حشت او را فرو نشاند و فرمود: سلام بر او (یحیی) روزی که زاده شد و روزی که می‏میرد و آن روز که دوباره زنده می‏شود. حضرت عیسی علیه‏السلام نیز در این سه جا بر خود درود فرستاد و فرمود: سلام بر من روزی که زاده شدم و روزی که می‏میرم و روزی که دوباره زنده می‏شوم».
خانواده
با توجه به نقش بسیار مهم خانواده در نظام آفرینش، اسلام به مسئله خانه و خانواده اهمیت فراوانی می‏دهد. نیز در مورد تکریم آن سفارش‏های فراوانی نموده، مردم را به ساختن خانواده‏ای نمونه ترغیب کرده است. وجود مقدس امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: «نزدیک‏ترین شما به من از نظر مقام در روز قیامت، کسی است که در مورد خانواده خود خوش رفتار باشد». حضرت در روایت دیگری می‏فرماید: «بهترین مردم از نظر ایمان کسی است که درباره خانواده خود نیکوکارتر باشد». خوش رفتاری با خانواده، سخت‏گیری‏های بی‏مورد نکردن، تربیت صحیح فرزندان، تهیه غذای حلال و نیز ایجاد رفاه نسبی و در حد توان، از مصادیق نیکی به خانواده است.
پرسش‏گری
پرسش، نخستین پله نردبان هدایت و سرآغاز حرکت به آینده‏ای روشن و رسیدن به قله‏های بلند علم و پیشرفت و زندگی بهتر است. اهل‏بیت علیهم‏السلام پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله تأملات علمی و پرسش‏های دینی را ارزش می‏دانستند و نادانی را به شدت مذمت می‏کردند. قرآن کریم، مردم را به پرسش و پژوهش در امر دین و دنیا ترغیب کرده و می‏فرماید: «اگر نمی‏دانید از اهل ذکر بپرسید». امام رضا علیه‏السلام در بیان شیوایی از رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله چنین نقل می‏کند: «علم و دانش گنجینه‏هایی است که کلید آن پرسیدن است. خداوند شما را مورد لطف و رحمت خود قرار بدهد، بپرسید؛ زیرا در پرسش علمی چهار نفر پاداش می‏برد؛ سؤال کننده، معلم، شنونده و پاسخ دهنده».
پیام رستگاری
عبدالعظیم حسنی، از شاگردان و یاران امام رضا علیه‏السلام می‏گوید: علی بن موسی الرضا علیه‏السلام به من فرمود: «ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آن‏ها بگو: راه تسلط شیطان را بر خویش ببندند (وسوسه‏های شیطانی از خود دور کنند). آنها را از طرف من به راستگویی، امانت داری، سکوت، جدال و دعوا نکردن، و ترک کردن هر آنچه برایشان فایده‏ای ندارد دستور بده. فرمان مرا به آنان برسان و بگو: به یکدیگر رو آورند و همدیگر را دیدار کنند؛ چرا که این کارها موجب نزدیکی آنان به من می‏شود. به آنان بگو: به آبروی یکدیگر احترام بگذارند و به رسوا کردن همدیگر مشغول نشوند. به جان خودم سوگند هر کس چنین کند و یکی از دوستان مرا خشمگین نماید از خدا می‏خواهم که او را در دنیا با شدیدترین عذاب‏ها کیفر داده و در آخرت هم از زیان کاران باشد».
ارث زن
امام رضا علیه‏السلام در یکی از سخنان خویش، علت تفاوت زنان و مردان را در ارث، تقسیم وظایف اجتماعی متناسب با آن دانسته و می‏فرماید: «علت اینکه سهم زنان از میراث، نصف سهم مردان می‏باشد، این است که زن هنگامی که ازدواج می‏کند، مهریه‏ای می‏گیرد ولی مرد مهریه را پرداخت می‏کند. نفقه و مخارج زندگی زن بر عهده مرد است و دختر مجبور نیست از دارایی خود صرف زندگی کند و می‏تواند تمام میراث خود را پس‏انداز نماید، ولی زمانی که پسر ازدواج کرد، مخارج همسر و فرزندانش را پرداخت کرده و میراث خود را به مصرف خانواده خود می‏رساند. بدین جهت است که خداوند سهم مردان را از ارث، بیش از زنان قرار داده و فرموده است: مردان نفقه دهنده زنان هستند، به آنچه خداوند ایشان را در ارث فزونی داده است».
بهترین و بدترین زندگی
علی بن شعیب، یکی از شاگردان امام رضا علیه‏السلام می‏گوید: روزی خدمت امام رضا علیه‏السلام رسیدم. حضرت رو به به من کرد و پرسید: «ای علی! چه کسی از نظر زندگی بهترین مردم است؟» گفتم: ای آقای من! شما به این مطلب داناترید. حضرت فرمود: «کسی که دیگران از زندگی او بهره‏مند شوند». حضرت دوباره پرسید: «بدترین مردم از نظر زندگی کیست؟» گفتم: شما داناترید. حضرت فرمود: «بدترین مردم از نظر زندگی کسی است که مردم از زندگی او بهره‏مند نشوند. ای علی! قدر نعمت‏هایی را که در دست دارید بدانید و مطمئن نباشید که همیشه برای شما باقی خواهد ماند. اگر از دستتان رفت، چه بسا باز نگردد».
آرزوهای پوچ
مأمون خلیفه عباسی به امام رضا علیه‏السلام نامه نوشت و از حضرتش درخواست نصیحت کرد. امام در جواب نامه خلیفه، اشعاری بدین مضمون سرود و برای او فرستاد: «تو اکنون در خانه‏ای (دنیا) هستی که مدت ماندنت محدود است و در همین مدت کوتاه، عمل هر عمل کننده‏ای مورد قبول است. آیا نمی‏بینی که مرگ از هر سو این خانه را فرا گرفته است و آرزوهای آدمی را پی در پی به باد فنا می‏دهد. در این مدت کوتاه، سعی می‏کنی تا امیال نفسانی و شهوات خود را سیراب کرده و توبه و بازگشت به سوی خدا را به عقب انداخته و وعده آینده می‏دهی، در حالی که مرگ ناگهان فرا می‏رسد. اکنون، بیندیش که انسان عاقل چه می‏کند؟»
امام در کلام دیگران
اعتراف دشمن
اقرار و اعتراف دشمن، بهترین دلیل بر فضل و کمال آدمی است. روزی مأمون خلیفه عباسی از امام رضا علیه‏السلام پرسید: ای اباالحسن! در بعضی از روایات آمده که جد شما علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام تقسیم کننده بهشت و جهنم است. این کار چگونه ممکن است؟ حضرت فرمودند: «آیا حدیث ابن عباس را از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نشنیده‏ای که فرمود: دوستی علی، ایمان و دشمنی با علی کفر است؟» مأمون گفت: شنیده‏ام. حضرت فرمود: «پس علی است که بهشت و جهنم را تقسیم می‏کند(؛ زیرا جایگاه مؤمن بهشت و جایگاه کافر جهنم است)». مأمون وقتی کلام حضرت را شنید گفت: شهادت می‏دهم که شما وارث علم رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله هستید. همچنین مأمون در جواب اعتراض بنی‏عباس به ولایت‏عهدی امام رضا علیه‏السلام نوشت: «اکنون کسی در روی زمین، به فضل و عفت و زهد و تقوا و خداشناسی او نمی‏رسد و هیچ کس همانند او مورد قبول عامه و خاصه نیست».
امام جن و انس
حافظ حسین کربلایی تبریزی، از علمای قرن دهم و از بزرگان اهل سنت درباره وجود مقدس امام رضا علیه‏السلام و امامت حضرت می‏گوید: «علی بن موسی الرضا علیه‏السلام ، امام هشتم از ائمه دوازده گانه امامیه است که فضائل و کرامات بسیار زیادی دارد. او تنها امام امامیه (شیعه) نیست، بلکه امام جن و انس است».
عجز زبان
ابونواس، شاعر نامدار عرب که اشعار بسیاری در زمینه‏های گوناگون از او به یادگار مانده و در عصر امام رضا علیه‏السلام می‏زیسته، سروده‏ای دارد که در نوع خود می‏تواند بهترین مدح و ستایش برای وجود مقدس امام رضا علیه‏السلام باشد. او می‏گوید: «به من می‏گویند که تو در فنون کلام، در میان تمام مردم یگانه دوران هستی، چرا مدح علی بن موسی الرضا را ترک کرده و در ستایش او شعر نمی‏گویی؟ من در جواب آنها گفتم: من قدرت ستایش امامی را که جبرئیل امین خدمتگزار پدرش بود، نداشتم. نه تنها من قدرت بر مدح او ندارم، بلکه فصیحان و ادیبان عرب نیز از مدح وی عاجز هستند. به همین علت، مدح او شایسته مقام هیچ شاعری نیست».
کلام ماندگار
ایمان مؤمن کامل نیست، مگر اینکه سه خصلت در او باشد؛ خصلتی از پروردگار خود، خصلتی از پیامبر خدا و خصلتی از امام خود. همانند پروردگار خویش رازپوش بوده و اسرار دیگران را مخفی کند؛ همانند پیامبرش با مردم مدارا نماید؛ و مانند امام در سختی‏ها شکیبا باشد.
سکوت یکی از ابواب حکمت است. به راستی که سکوت، دوستی آورده و راهنمای هر خیر است.
اظهار دوستی با مردم، نیمی از عقل است.
خداوند سه چیز را دشمن می‏دارد: پرحرفی، تلف کردن مال، خواهش کردن زیاد از مردم.
صله رحم کن اگرچه با جرعه آبی باشد. بهترین صله رحم، خودداری کردن از آزار و اذیت خویشان است.
کسی که برای کسب روزی حلال کار می‏کند، مزدش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.
زیارت
زیارت، دیداری است مشتاقانه در پیشگاه آنکه دوستش داریم و بزرگش می‏شماریم. زیارت، برقرار کردن ارتباط قلبی با حجت خداست، قرار دادن خویشتن خویش در روحانیت اشراق ولی خدا، که واسطه فیض خداست. روز چهارشنبه، به چهار تن از معصومان از جمله امام رضا علیه‏السلام تعلق دارد. در قسمتی از زیارت نامه پیشوای هشتم آمده است: «سلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای نور خدا در تاریکی‏های زمین، سلام بر تو ای ستون دین، سلام بر تو ای صدیق شهید. گواهی می‏دهم که تو نماز را به پاداشتی و زکات را پرداختی، امر به معروف و نهی از منکر کردی و تا دم مرگ خدا را پرستیدی. پروردگارا! به واسطه محبت و ولایت ایشان به تو نزدیک می‏شوم و از هر گروهی غیر از ایشان بیزارم».
 
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: جمعه 1388/08/01 ׀ موضوع: ׀

همه چيز از آنفولانزای خوكی - دکتر سید ناصر عمادی

1- ويروس H1N1 چيست؟
اين ويروس از آنفولانزاي تيپ A مي باشد كه اولين بار در سال 1918 ميلادي در آمريكا شناخته شد و پس از يك دوره طولاني در آوريل 2009 (سال جاري) مجدداً اين بيماري به نام Swine flu يا آنفولانزاي خوكي با شكل، قدرت و توانايي بیماریزایی متفاوت از گذشته در ايالات كاليفرنياي جنوبي از كشور آمريكا گزارش گرديد و پس از آن به سرعت كشورهاي مكزيك، كانادا و كشورهاي اروپايي نيز مواردي از ابتلا به اين بيماري را گزارش نمودند. اگر چه Swine flu آنفولانزاي خوكي نام گرفته، اما اين به آن معني نيست كه اين بيماري از خوك به انسان انتقال می یابد بلكه در آزمايشات بعمل آمده از اين ويروس مشخص شده كه تعدادی از ژن هاي آن شبيه به آنفولانزاي ويروسي مي باشد كه در خوك هاي شمال آمريكا يافته اند. در عين حال بدليل شباهت بروز اين آنفولانزا در خوك هاي اروپا و آسيا و مرغان و انسان ها، دانشمندان آنرا يك آنفولانزاي ويروسي چهارگانه نام نهاده اند.
قدرت بيماري زايي اين ويروس 3 برابر ويروس آنفولانزاي معمولي بوده و بيشترين شيوع آن در فصل سرد مي باشد. انتقال آن از انسان به انسان مي باشد (نه حيوان به انسان) معمولاً قسمت فوقاني سيستم تنفسي را درگير مي نمايد و تنها در 1 تا 2 درصد مي تواند منجر به مرگ شود كه دلايل آن ذكر خواهد شد.

2- آخرين وضعيت بيماري در جهان چگونه است؟
بنا بر گزارش WHO (سازمان بهداشت جهاني) و CDC اين بيماري در مرحله پاندميك يعني همه گيري جهاني مي باشد و بيماري در فاز 6 مي باشد. اين بدان معني است كه جهان و تمام قاره ها در راه اين بيماري طي ماه هاي آينده مي باشند و اين بيماري همه كشورها را طي خواهد نمود و هيچ كشوري از اين بيماري در امان نخواهد بود. در حال حاضر 90 كشور جهان و 7 كشور همسايه ايران و همچنین كشور ما که از يك نوجوان 16 ساله ايراني الاصل مقيم آمريكا كه وارد ايران شده , اين بيماري را گزارش نموده اند. خوشبختنانه 72 نقطه از كشور ايران به عنوان مراكز مبارزه با اين بيماري با امكانات كامل و مناسب جهت تشخيص و درمان آماده و مهيا برای خدمات رسانی مي باشند كه به واسطه فعاليت همه مراكز بهداشتي و درماني هيچ نگراني از اين موضوع در کشور وجود ندارد. اما در مبارزه با اين ویروس نو ظهور آشنايي و آگاهي از اين بيماري فرصت بيشتري به ما در حفظ سلامتي فردي، خانوادگي و اجتماعي خواهد داد و بايد بدانيم شرط لازم پيشگيري دانستن و عمل كردن به دانستني هاست و به همين دليل با هم از اين بيماري مي خوانيم تا سالم، مطمئن و شاد زندگي كنيم.

-3نشانه ها و علامت بيماري انفولانزای خوکی چيست؟
علائم اين بيماري مشابه آنفولانزاي فصلي همانند تب، سرفه، گلودرد، آب ريزش بيني، كوفتگي و درد بدن، سر درد، لرز و خستگي و در موارد مشخص اسهال، تهوع و استفراغ مي باشد و در مواردي ممكن است اين بيماري ويروسي پيشرفت نموده و ايجاد عفونت هاي شديد ريوي، گوشي و سينوسي نمايد.

4 - چه افرادي بيشتر در خطر معرض اين بيماري مي باشند؟
4 گروه از مردم در گروه خطر مي باشند. افراد مسن 64 سال و بالاتر، كودكان با سن كمتر از 5 سال، خانم هاي حامله، افراد با بيماري هاي مزمن و طولانی مدت مانند آسم، ديابت، برونشيت مزمن، بيماري هاي قلبي و ريوي و كساني كه به عللي همانند جراحي وسيع، شیمي درماني مكانيزم دفاعي سيستم ايمني بدن آنان در شرايط مساعدي نمي باشد. در عين حال وجود آنتي بادي ضد اين ويروس در بدن افراد ميانسال , جوان و سالم و حتي در يك سوم از افراد مسن بالاي 60 سال بدن آنها را در مقابل اين ويروس محافظت مي نمايد. بنابراين لازم است بدانيم بسياري از افراد در ابتلاي به اين بيماري نيازي به درمان ویژه به استثناء استراحت و اقامت 7 روزه در منزل و استفاده از داروهای معمولی جهت تسکین درد و علائم به اقدامی دیگر نیاز ندارند. زيرا مكانيزم دفاعي مناسب بدن ويروس را سركوب و نابود مي نمايد.

5- چگونه اين ويروس انتقال مي يابد؟
آخرين اطلاعات اظهار مي كند که انتقال اين بيماري از انسان به انسان از طريق سرفه، عطسه، تخليه ترشحات بيني و دهان مي باشد. كه ويروس مي تواند حداكثر تا فاصله 1.5 متري از طريق سرفه يا عطسه منتقل شود. اما راه ديگر انتقال تماس دست ها، با محيط آلوده به ويروس است. مانند دستگيره درب ها و يا وسايلي كه بطور عمومي و مشترك استفاده مي شود. دست تماس يافته با محيط آلوده به ويروس موجب انتقال ان از طريق دست آلوده شده به بيني و دهان و يا چشم مي شود.

6- چه علائمی در كودكان و بزرگسالان بسيار جدي است و باید به مرکز درمانی منتقل شوند؟
بيشتر مبتلايان به غير از 4 گروه در خطر(كودكان زير 5 سال، سالمندان بالاي 64 سال، خانم هاي باردار و افراد با بيماري زمينه اي) با استراحت در منزل و دوري در تماس با افراد و استفاده از داروهاي ضد ويروس به راحتي درمان مي شود. اما اگر علايم زير در كودكان بروز نمود حتماً نيازمند انتقال به بيمارستان مي باشند.
1- تنفس سريع و غير عادي(نفس نفس زدن)
2- تغير رنگ پوست به آبي يا خاكستري بخصوص در لب ها
3- بي اشتهايي شديد
4- تهوع و استفراغ مقاوم و مداوم
5- عدم هوشياري، تشنج و بي توجهي به محيط
6- بي قراري و اضطراب شديد
7- تب بالا و سرفه مقاوم
8- اسهال به همراه علايم فوق
و در بزرگسالان
1- تنفس كوتاه كه به سختي انجام مي شود.
2- احساس درد و فشار در قفسه سينه و شكم
3- سرگيجه ناگهاني و استفراغ شديد و مداوم و اسهال
4- كاهش سطح هوشياري
5- تب و سرفه شديد.

7- دوره این بیماری چه مدت یا چند روز میباشد؟
اطلاعات بر اين باور است كه شخص يك روز پس از ابتلا به اين ويروس دچار علايم مي شود يعني اين ويروس پس از ابتلاي شخص در روز اول هيچگونه علايمي ندارد و اصطلاحاً دوره نهفته آن يك روز است اما دوره بيماري در افراد با مكانيزم دفاعي نرمال و طبيعي 7 روز مي باشد. ولي اين دوره در كودكان، افراد مسن و خانم هاي باردار و افردا با بيماري هاي ديگر متفاوت و طولاني تر مي باشد. بنابراين طي اين مدت( 7 روز ) شخص بيمار منبع انتقال بيماري به افراد ديگر نیز مي باشد.

8- آيا امكان بيماري از طريق گوشت خوك مي باشد؟
اگر چه كاملاً مشخص نيست اما تاكنون گزارشي از آن ارسال نشده و پاسخ منفي است.

9- آيا انتقال این بیماری از طريق آب نوشيدني یا آب لوله كشي شهري ممكن است؟
گندزدايي و كلرزني آب موجب سلامت كامل آب هاي نوشيدني شهري مي باشد كه همواره در حال انجام مي باشد . اگرچه اثبات اين ادعا بر اساس موفقيت درماني و سلامت آب هاي نوشيدني در درمان آنفولانزاي مرغي (H5N1) مي باشد. اما تاكنون گزارشي از انتقال بيماري از آب هايي كه كلرزني شده اند نداشته ايم.

10- آيا استخر و چشمه هاي معدني مي توانند آلوده به ويروس شوند؟
بر اساس تجربيات بدست امده از آنفولانزاي مرغي (H5N1) اگر چنانچه استخرها به اندازه 3 PPM -1 و چشمه هاي معدني به اندازه PPM5-2 كلرزني و گندزدايي شوند احتمال وجود و انتقال ويروس صفر خواهد شد.

11- چگونه مي توان خود را در مقابل اين بيماري ايمن نمود؟
اگرچه تاكنون واكسني براي اين بيماري كشف نشده اما نكات زير در پيشگيري مهم مي باشد.
1- پوشاندن صورت، بيني و دهان در زمان سرفه و عطسه با دستمال كاغذي يك بار مصرف و پس از آن قرار دادن آن در سطل در بسته مخصوص 2- شستشوي دست و صورت با آب و صابون بعد از هر عطسه و سرفه تا ويروس ها زدوده شوند. دستها را مي توان با پنبه و الكل ضدعفوني نمود.3- در خارج از منزل، محيط كار و معابر عمومي از تماس دستهايتان با صورت يا چشم، بيني و دهان تان خودداري نماييد. 4- حدامكان از تماس بسيار نزديك (دست دادن يا روبوسي) با افراد ديگر خودداري نماييد.5- آب دهان و ترشحات بيني را در زمين نريزيد. آنرا در دستمال كاغذي يك بار مصرف تخلیه و سپس آنرا به سطل مخصوص منتقل نماييد.6- سعي كنيد از حضور در مكان هاي پر ازدحام بخصوص در محيط هاي بسته كه امكان عطسه و سرفه در آن زياد مي باشد خودداري نماييد.7- دقت كافي به مسافراني كه از خارج كشور بخصوص كشورهاي آمريكايي، اروپايي و آسياي جنوب شرقي وارد کشور میشوند داشته باشيد و در مسافرت به این کشورها به همه نکات مراقبتی دقت نمایید.8- اگر احساس سرماخوردگي داريد در صورت شك به آنفولانزاي خوكي حداقل 7 روز در خانه بمانيد. و يك روز بعد از بهبودي كامل مي توانيد وارد فعاليت روزانه و اجتماعي شويد. اين راهي است كه ديگران را آلوده نمي كنید.9- بيمار بايد در اتاقي استراحت نماید كه محل عبور و مرور و رفت و آمد ديگران نباشد. اصطلاحاً ايزوله باشد. تماس با افراد بهتر است از طريق تلفن باشد و حدالامكان يك نفر نيازهاي شخص بيمار را تامين نمايد. درب و پنجره اتاق بيمار حدامكان باز باشد و از سيستم تهويه برخوردار باشد. 10- حمام جداگانه براي بيمار به همراه وسايل شخصي ضروري است. در غير اينصورت قبل از استفاده از حمام براي ديگران بايد حتماً كلرزدايي و گندزدايي شود. 11- نوشيدن مايعات فراوان و مسكن هاي استامينوفن، بروفن، ناپروكسن با نظر پزشك فراموش نشود. محدودیت مصرف دارو برای اشخاص با نارسايي و مشكلات كبدي و كليوي بايد مدنظر باشد و مصرف آنتي بيوتيك فقط با نظر پزشك در صورت احتمال بروز عفونت هاي باكتريال ضروري مي باشد.

12- اگر يكي از اعضاي خانواده بيمارشد چه كنيم؟
در صورت ابتلاي يكي از اعضاي خانواده تان مي توانيد به محل كار و تحصيل خود برويد اما شرايط خود را كنترل نماييد و مسئول محيط كار را از موضوع مطلع نماييد زيرا به محض بروز علايم در شما مي بايست در منزل استراحت نماييد. 4 گروه افراد پرخطر ذكر شده در صورت اجبار به زندگي در كنار بيمار نيازمند درمان جهت پيشگيري از بيماري مي باشد و اگر شما در اين 4 گروه نمي باشيد نياز به درماني جز مراقبت هاي ذكر شده نداريد.(4 گروه شامل كودكان زير 5 سال، سالمندان، افراد با بيماري زمينه اي و خانم هاي باردار) در خصوص ظروف و وسايلي كه بوسيله شخص بيمار مورد استفاده قرار مي گيرند تاكيد شده شستن آن با آب گرم و مواد ضد عفوني كننده موجب نابودي ويروس مي شود و استفاده از آن برای ديگر افراد خانواده منعي ندارد. مانند (بشقاب، سيني، قاشق) البته اين مجزا از وسايل شخصي چون شانه، مسواك، لباس و ... مي باشد. نكته مهم احترام و توجه ويژه به بيمار در اين شرايط بسيار مهم است. هرگز تصور نكنيد كه این بيماري بسيار خطرناك و صعب العلاج يا لاعلاج مي باشد. اين ويروس همانند همه ويروس هاي سرماخوردگي مي باشد اما با تفاوت هاي اندك و ناشناخته كه ما را مجاب به رعايت نكات جديد مي نمايد تا چيز مهمي را از دست ندهيم. بنابراين حتما بايد به سالمندان و كودكان كه به محدوديت در معاشرت و احترام حساس مي باشد و حتي ممكن است كمي ناراحت و دلگير شوند شرايط بيماري شان را توضيح دهيم كه بدانند بقاي سلامتي و شادابي ایشان و اطرافیان نيازمند يك هفته فراغت و دوري از تمايلات و علايق گذشته مي باشد. با پزشك معالج يا خانوادگي و يا مركز درماني همواره در تماس باشيد و همه روزه آنان را از شرايط بيمار خود مطلع نماييد تا در شرايط بحراني بيمار را به بيمارستان منتقل نماييد.

13- نحوه شستن دستها چگونه باشد؟
دستها با آب گرم و صابون به مدت 15 تا 20 ثانيه بايد شسته شوند و يا با پنبه و الكل تمام دستها و حتي بين انگشتتان و زير ناخن ها تميز شوند.

14- چه مدت ويروس خوكي مي تواند در محيط باقي بماند و بيشترين مكان هايي كه امكان آلودگي آن را دارد كجاست؟
در خارج از بدن ويروس به مدت 2 تا 8 ساعت زنده مي ماند. اما گرماي محيط 75 تا 100 درجه سانتيگراد مواد ضد عفوني كننده هيدروژن پروكسايد، بتادين و الكل آنرا به راحتي نابود مي كنند. اما منابع آلودگي در انسان شامل: بيني ، دهان، لب ها، چشم ها موي سر و دست ها مي باشند. زيرا مكان هاي فوق بيشتر مورد تماس دستها در افراد عادي مي باشد.
اما بيشترين امكان آلودگي محيطی براي وسايلي مي باشد كه به نحوي با دست، صورت انسان در تماس مي باشد. همانند دستگيره درها، ميز و صندلي، شيرآلات، نرده هاي پله ها، بالشت خواب و ملافه، اسباب بازي ها ، وسايل آشپزي و آشپزخانه، وسايل عمومي كه مورد استفاده مشترك مي باشد. همانند اسكناس، اسناد و مدارك دست به دست شده و ... . بنابراين حائز اهميت است پس از تماس با هر فرد يا اشیاء مشكوك دست و صورت خود را با آب و صابون شستشو دهيم. و بهتر است در محیط کار قبل از شروع کار و پایان کار میز کار مان را با پنبه الکلی ضد عفونی نماییم.

15- آيا درمان دارويي براي درمان آنفولانزاي خوكي وجود دارد؟
بله داروي ضد ويروس Oseltamivir (اسلتا مي وير) يا Zanamivir (زانا مي وير) كه داراي اشكال قرص، مايع و اسپري مي باشد و در داخل كشور توليد مي شود. اين دارو در پيشگيري موثر بوده و بخصوص با نظر پزشك معالج در موارد شديد ابتلاء به بيماري نيز مصرف ان ضروري مي باشد. اين دارو شدت و دوره بيماري را كم و كوتاه مي نمايد و همچنين از پيشرفت بيماري جلوگيري مي نمايد و امكان سرايت آنرا به ديگران كم مي نمايد و پيشنهاد شده اين دارو جهت پيشگيري فقط در 4 گروه پر خطر كه قبلاً ذكر شده استفاده شود و در ساير بيماران مبتلا به درجات متوسط و خفيف از شدت بيماري استراحت، مصرف مايعات فراوان و اقدامات درماني، حمايتي و علامت درماني با مسكن هاي تجويز شده از سوي پزشك كافي مي باشد.
پايان سخن اميدوارم در ایام میلاد امام شيعيان حضرت علي(ع) و با تاسی از فرموده ایشان كه دانا زنده است گرچه بميرد و نادان مرده است هرچند زنده باشد به اين نكته مهم دست يابيم كه دانايي انسان را از شك و تردید رهايي مي بخشد فضيلت اخلاقي او را از رنج و درد مي رهاند و همت و عزم استوار او را از ترس نجات مي دهد. شك و درد و ترس بدترين دشمنان نيك بختي ادمي هستند و دانايي ، فضيلت و همت براي او فرشتگان نجات اند. هميشه بخواهيم كه بخوانيم و بدانيم تا سالم، سلامت و شاد زندگي كنيم.

naseremad@yahoo.com
شرق آفريقا، كنيا، نايروبي

منبع : فردا نیوز

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/07/23 ׀ موضوع: ׀

- "هه؟ نه وارکی؟" ائرکک تولکو دیشی تولکویه دئدی.

- حوکمدارین توفنگچی لری گلیرلر. آیری لیق آنلاری گلدی یئتیشدی. یاخشی یامان حالال ائله.

- هئچ قورخما عزیزیم. سن هئچ بیلیرسن حوکمدار تولکولری نیه الدوتدورور؟

- نیه کی؟

- حوکمدارین تولکو دریسینده ن یامان خوشو گلیر ائله اونون چون بیزیم دالیمزجا دیر کی بیزی اولدورسون و دریمیزده ن اوزونه آرخالیق تیکدیرسین.

- بو کی لاپ پیس دیر.

- یوخ عزیزیم. بیر تولکونون دریسینده ن آرخالیق چیخماز. ائله اونون چون دا بیر آرخالیق تیکمه گ اوچون ایکی تولکو دریسی لازیم دیر.

- بو نه دئمک دیر کی؟

- آیریلیقدان قورخما عزیزیم. بیزی اولدوره نده ن سونرا دریمیزی بیر بیرینه تیکیب حوکمدارا آرخالیق تیکه جه کلر. او آرخالیق ییرتیلانا قده ر هله بیز بیرگه یاشایاجاییق.

دیشی تولکونون گوزلری دولدو.

 توفنگین سه سی دره نی دولدوردو.

فرمان فرضی مولان - یورغون

 

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/06/19 ׀ موضوع: ׀

امروز یه شعر از استاد شهریار رو می خوام براتون بزارم. معنی شو خودم انجام دادم. اما هرچی تلاش کردم نتونستم اون حس زیبای استاد شهریار رو انتقال بدم.

امیدوارم خوشتان بیاید. اینو تقدیم می کنم به گلی که بغض امروز و فرداهامو مدیون ایشون هستم

سن  یاریمین قاصدی سن              ایلن   سنه   چای   دئمیشم

خیالینی   گوندریب    دی               بس کی  من  آخ  وای  دئمیشم

آخ! گئجه لر یاتمامیشام                 من  سنه  لای_لای  دئمیشم

سن  یاتالی   من  گوزومه              اولدوز  لاری  سای  دئمیشم

هر کس  سنه اولدوز دئیه               ئوزوم    سنه    آی   دئمیشم

سندن   سونرا  حیاته  من              شیرین   دیسه  زای  دئمیشم

هر گوزلدن بیر گول آلیب                 سن   گوزه له   پای  دئمیشم

سنین  گون تک باتماغیوی             آی    باتانا    تای    دئمیشم

ایندی   یایا   قیش  دئییرم              سابق    قیشا   یای   دئمیشم

گاه طویووی  یاده سالیب               من ده لی نای _نای دئمیشم

سونرا   یئنه  یاسه باتیب              آغلاری   های های  دئمیشم

عمره سورن من قره گون                آخ دئمیشم وای دئمیشم

 

 قاصد یارم

معنی :

(شهریار این شعر رو خطاب به خیال یارش می نویسد که به ذهنش آمده هست)

تو قاصد یارم هستی ، بنشین که برایت چای گفته ام بیارن

خیالش را فرستاده هست از بس که من آخ و وای گفته ام

آه چه شبها که نخوابیده ام و به تو لا لایی گفته ام

وقتی که تو خوابیدی به چشمهایم گفتم که ستاره ها را بشمارد

هر کسی به تو ستاره گفته باشد خودم به تو ماه گفته ام

بعد از تو اگر به زندگی شیرین گفته باشم ، اشتباه گفته ام

از هر زیبا رویی گلی گرفته ام و برای تو جدا کرده ام تا به تو بدهم

غروب مثل خورشید ترا مثل غروب ماه گفته ام

الان به تابستان ، زمستان می گویم

سابق هم به زمستان ، تابستان گفته ام

گاهی عروسیت را به یادم انداختم ، من مثل دیوانه ای آهنگ عروسی خواندم

بعد به غم فرو رفتم ، گریه کردم و های  های گفتم

در همه طول عمرم آخ گفته ام  وای گفته ام...

 

این شعر استاد شهریار رو می تونید از اینجا   با صدای پر احساس خودش بشنوید

از طرف وبلاگ یالین rose.persianblog.com

 

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/06/19 ׀ موضوع: ׀

گياهان - مقالات گياهان

مقاله راجع به گياهان - مقالات گياهان -مقاله گياه

گيـاهـان

 مشکلات موجود برای تعریف

 

تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهرا" به نظر می رسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیــــاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کرده اند ، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج " گیاه"است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف می کنیم که عموما" فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه ، ساقه و برگ می باشند. اما از نظر گیاه شناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه ، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم ، گیاهان آوندی می باشند.

متن كامل مقاله در ادامه مطلب .....

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: جمعه 1388/06/13 ׀ موضوع: ׀

کمکهای اولیه - کتاب موبایل

 این بار برای دوستانی که علاقه به کتابهای موبایل دارن دو تا کتاب میذارم برای دانلود

کتاب موبایل کمکهای اولیه
  
    حجم کتاب: 262 KB
 
 ضروریت کمک های اولیه,کمک های اولیه اورژانس,روش های نجات زندگی,مشکلات تنفسی,مشکلات قلبی و عروقی
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: چهارشنبه 1388/06/11 ׀ موضوع: ׀

کتاب پیشگیری از بلایای طبیعی- كتاب موبايل

 این بار برای دوستانی که علاقه به کتابهای موبایل دارن دو تا کتاب میذارم برای دانلود

   حجم کتاب: 111 KB
کتاب پیشگیری از بلایای طبیعی
 این کتاب مشتمل بر روشهای پیشگیری و بهبود عوارض ناشی از حوادث طبیعی می باشد که با نرم افزار Fbook تهیه شده است.
  
 

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: چهارشنبه 1388/06/11 ׀ موضوع: ׀

ليست كتب الكترونيكي ايرانپور

ليست كتابهاي موجود در آرشيو من

تعداد 5164 جلد در موضوعات مختلف

 لطفا در صورت نياز به هر كدام از كتابها با من تماس بگيريد تا جهت دانلود در اختيارتان قرار گيرد.

شماره تلفن تماس 09149451706  لطفا كد كتاب درخواستي را ارائه فرماييد.

جهت ورود به ليست كتب به بخش هاي زير كليك كنيد.

 لیست کتابها بخش 1

ليست كتب ديجيتالي بخش 2

ليست كتب ديجيتالي بخش 3
ليست كتب ديجيتالي بخش 4
ليست كتب ديجيتالي بخش 5
ليست كتب ديجيتالي بخش 6
ليست كتب ديجيتالي بخش 7
ليست كتب ديجيتالي بخش 8
ليست كتب ديجيتالي بخش 9
ليست كتب ديجيتالي بخش 10

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/06/08 ׀ موضوع: ׀

فوايد روزه
فوايد روزه

خبرگزاري فارس:پيشوايان معصوم (ع) فرموده اند گناهان در اين ماه بخشوده ميشود و اين مژده بزرگي است براي آنهايي كه لغزشهايي داشته اند تا نوميد نباشند و از بركات اين ماه استفاده كنند و بسوي خدا باز گردند و روي دل بسوي او دارند و با او پيمان بندند كه از گناهان دست شويند و خود را اصلاح كنند و گذشته را جبران نمايند


 
مقدمه

روزه يكي از احكام انسان ساز اسلام است، كه آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه كامل آن همچون ساير احكام الهي براي انسان عادي ممكن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از كمال برسد كه دريچه تازه اي بر روي بشر بگشايد و حكمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... .

بنابراين ندانستن فلسفه احكام الهي نبايد ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرماني و عصيان شود، چرا كه اين اطاعت كوركورانه نيست، بلكه بر علم و يقين تكيه دارد زيرا مسلمانان ميدانند كه خداي جهان بر همه چيز دانا و از همه چيز آگاه است و نقص و نيازي در ذات متعال او نيست كه از اعمال سودي بخواهد يا از زياني بهراسد، خداي مهربان خير محض است و براي بندگان خود جز خير و سعادت نميخواهد، پس اگر به چيزي فرمان ميدهد خير و سعادت ما در آن است و كمال و تعالي ما بدان بستگي دارد و هر چيزي را نهي ميفرمايد براي ما زيان بخش است و بر مصالح مادي و معنوي ما لطمه ميزند. 


بقیه در ادامه مطلب....

ادامه مطلب
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: شنبه 1388/06/07 ׀ موضوع: ׀

مناسبت

 

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/05/06 ׀ موضوع: ׀

گوشه اي از زندگاني امام موسي كاظم سلام الله عليه

گوشه اي از زندگاني امام موسي كاظم سلام الله عليه

 

 
 
 
 

ابو الحسن موسى بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثنى عشر عليهم السلام و نهمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است . آن حضرت در ابواء(منزلى ميان مكه و مدينه) در روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ه.ق. متولد شد. به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به ج

هت حلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الكاظم گرديد.

كنيه آن حضرت ابو ابراهيم بوده ولى به ابو على نيز معروف بوده‏اند.مادر آن حضرت حميده كنيزى از اهل بربر(مغرب) يا از اهل اندلس(اسپانيا) بوده است و نام پدر اين بانو را «صاعد بربرى» گفته‏اند.حميده به «حميدة البربرية» و «حميدة المصفاة» نيز معروف بوده است.برادران ديگر امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج بوده‏اند.

امام موسى الكاظم(ع) هنوز كودك بود كه فقهاى مشهور مثل ابو حنيفه از او مسأله مى‏پرسيدند و كسب علم مى‏كردند.بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق(ع) (148 ه.ق.) در بيست سالگى به امامت رسيد و 35 سال رهبرى و ولايت شيعيان را بر عهده داشت.

قد متوسط و رنگ سبزه سير و محاسن انبوه داشت. نقش نگينش «حسبي اللّه» و به روايتى «الملك للّه وحده» بود.

در زمان حيات امام صادق(ع) كسانى از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولى كسانى مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند. پس از وفات حضرت صادق(ع)عده‏اى از اينان چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند، پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مى‏دانند و سپس پسرش را و ... به تفصيلى كه در كتب اسماعيليه مذكور است.

پس از وفات حضرت صادق(ع) بزرگترين فرزند ايشان عبد اللّه نام داشت كه بعضى او را عبد اللّه افطح مى‏دانند. اين عبد اللّه مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق(ع)را نداشت و به قول شيخ مفيد در ارشاد متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاى امامت كرد و برخى نيز از او پيروى كردند. اما چون ضعف دعوى و دانش او را ديدند روى از او برتافتند و فقط عده قليلى از او پيروى كردند كه به فطحيه موسوم هستند.

اسحاق برادر ديگر امام موسى الكاظم(ع) به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود و امامت برادرش موسى كاظم(ع)را قبول داشت و از پدرش روايت مى‏كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است. برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردى سخى و شجاع و از زيديه جاروديه بود و در زمان مأمون در خراسان وفات يافت.

اما جلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع حضرت امام موسى كاظم(ع) به قدرى بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق(ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسيارى از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق(ع)مانند مفضل بن عمر جعفى و معاذ بن كثير و صفوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت موسى الكاظم(ع)را از امام صادق(ع)روايت كرده‏اند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.

حضرتش در علم و حلم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگى ضرب المثل بود. بدان و بدانديشان را با عفو و احسان بى‏كران خويش تربيت مى‏فرمود. شب ها به طور ناشناس در كوچه‏هاى مدينه مى‏گشت و به مستمندان كمك مى‏كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه‏ها مى‏گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مى‏كرد. كيسه‏هاى موسى بن جعفر در مدينه معروف بود و اگر به كسى يك صره (كيسه) مى‏رسيد بى‏نياز مى‏گشت. مع ذلك در اتاقى كه نماز مى‏گزارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزى نبود.

مهدى خليفه عباسى امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابى كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهى نمود و به مدينه‏اش بازگرداند. گويند كه مهدى از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش خروج نكند. اين روايت نشان مى‏دهد كه امام كاظم(ع)خروج و قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمى‏دانسته است.

ايشان با آن كه از جهت كثرت عبادت و زهد به «العبد الصالح» معروف بوده‏اند به قدرى در انظار مردم مقامى والا و ارجمند داشته‏اند كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهرى نيز مى‏دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدى به حبس او فرمان داده است.

زمخشرى در ربيع الابرار آورده است كه هارون فرزند مهدى در يكى از ملاقات ها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت، وقتى اصرار زياد كرد فرمود مى‏پذيرم به شرط آنكه تمام آن ملك را با حدودى كه تعيين مى‏كنم به من واگذارى. هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه و حد چهارمش كناره دريا تا ارمينيه و خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براى ما چه چيز باقى مى‏ماند؟ امام فرمود: مى‏دانستم كه اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را به ما مسترد نخواهى كرد (يعنى خلافت و اداره سراسر كشور اسلام حق من است). از آن روز هارون كمر به قتل موسى بن جعفر(ع)بست.

هارون در سفرش به مدينه هنگام زيارت قبر رسول اللّه(ص) در حضور سران قريش و رؤساى قبايل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام عليك يا رسول اللّه، السلام عليك يا ابن عم، و اين را از روى فخر فروشى به ديگران گفت. امام كاظم(ع) حاضر بود و فرمود: السلام عليك يا رسول اللّه، السلام عليك يا ابت (يعنى سلام بر تو اى پدر من). مى‏گويند رنگ هارون دگرگون شد و خشم از چهره‏اش نمودار گرديد.

درباره حبس امام موسى(ع)به دست هارون الرشيد، شيخ مفيد در ارشاد روايت مى‏كند كه علت گرفتارى و زندانى شدن امام، يحيى بن خالد بن برمك بوده است. زيرا هارون فرزند خود امين را به يكى از مقربان خود به نام جعفر بن محمد بن اشعث كه مدتى هم والى خراسان بوده است سپرده بود و يحيى بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفر بن محمد بن اشعث را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيى و برمكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قائل به امامت امام موسى(ع)، و يحيى اين معنى را به هارون اعلام مى‏داشت. سرانجام يحيى بن خالد، پسر برادر امام را به نام على بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويى كند.

مى‏گويند امام هنگام حركت على بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود و اگر ناچار مى‏خواهد برود از او سعايت نكند. على قبول نكرد و نزد يحيى رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامى مال به او مى‏دهند تا آنجا كه ملكى را توانست به سى هزار دينار بخرد.

هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعى از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در كنار قبر حضرت رسول(ص) گفت يا رسول اللّه از تو پوزش مى‏خواهم كه موسى بن جعفر را به زندان مى‏افكنم زيرا او مى‏خواهد امت تو را بر هم زند و خونشان را بريزد. آن گاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره نزد والى آن عيسى بن جعفر بن منصور فرستادند. عيسى پس از مدتى نامه‏اى به هارون نوشت و گفت كه موسى بن جعفر در زندان جز عبادت و نماز كارى ندارد يا كسى بفرست كه او را تحويل بگيرد و يا من او را آزاد خواهم كرد.

هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتى از او خواست كه امام را آزارى برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيى بن خالد برمكى سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخرالامر يحيى امام را به سندى بن شاهك سپرد و سندى آن حضرت را در زندان مسموم كرد. چون آن حضرت وفات يافت سندى جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببينند در بدن او اثر زخم يا خفگى نيست. بعد او را در باب التبن در موضعى به نام مقابر قريش دفن كردند.

بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسى الكاظم(ع)سى و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هجده تن از آنها پسر بودند و على بن موسى الرضا(ع) امام هشتم افضل ايشان بود. از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسى و محمد بن موسى و ابراهيم بن موسى بودند. يكى از دختران آن حضرت فاطمه معروف به معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته‏اند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ه.ق. در 55 سالگى گفته‏اند.

امام هفتم(ع)با جمع روايات و احاديث و احكام و احياى سنن پدر گرامى و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد(ع)نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و در راه انجام وظايف الهى تا آنجا پايدارى نمود كه جان خود را فدا ساخت.

منابع:

- بحار الانوار، مجلسى، ج 48

- اعيان الشيعة، ج 2

- الارشاد الى حجج الله على العباد

- الكامل فى التاريخ(حوادث سال 183)

- تاريخ بغداد، ج 13

- سير اعلام النبلاء، ذهبى، ج 6.

 

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: شنبه 1388/04/27 ׀ موضوع: ׀

من فضائل اهل البيت علیهم السلام

 علي عليه السلام في القرآن و السنة > القرآن و فضائل علي عليه السلام‏


من فضائل اهل البيت علیهم السلام

مؤلف: الشيخ جعفر السبحاني

[قد عرفت من مقالات «آية التطهير» ذيل عنوان «اهل البيت عليهم السلام فى القرآن الكريم» أن على بن ابى طالب من اهل بيت النبي الاكرم صلي الله عليهما و آلهما و هنا نقول ]إن من حقوق أهل البيت عليهم السلام هي الصلوات عليهم عند الصلاة على النبي صلى الله عليه و آله و سلم،قال سبحانه:إن الله و ملائكته يصلون على النبي يا أيها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما. (1) ظاهر الآية هو تخصيص الصلاة على النبي صلى الله عليه و آله و سلم لكن فهمت الصحابة ان المراد هو الصلاة عليه و على أهل بيته،و قد تضافرت الروايات على ضم الآل إلى النبي صلى الله عليه و آله و سلم عند التسليم و الصلاة عليه،و قد جاء ذلك في الصحاح و المسانيد،نقتصر منها على ما يلي:

1.أخرج البخاري عن عبد الرحمن بن أبي ليلى،قال:لقيني كعب بن عجرة،قال:ألا أهدي لك هدية سمعتها من النبي صلى الله عليه و آله و سلم،فقلت:بلى،فأهدها لي،فقال:سألنا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم،فقلنا:يا رسول الله،كيف الصلاة عليكم أهل البيت،فان الله قد علمنا كيف نسلم؟قال:

«قولوا:اللهم صل على محمد و على آل محمد،كما صليت على إبراهيم و على‏آل إبراهيم إنك حميد مجيد،اللهم بارك على محمد و على آل محمد،كما باركت على إبراهيم و على آل إبراهيم إنك حميد مجيد». (2) و أخرجه أيضا في كتاب التفسير عند تفسير سورة الأحزاب. (3) كما أخرجه مسلم في باب الصلاة على النبي من كتاب الصلاة. (4)

للمشاهده بقیه المطلب الضغط هنا


ادامه مطلب
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/04/18 ׀ موضوع: ׀

Imam Ali (a.s) in the eyes of the Khulafaa and the companions

Imam Ali (a.s) in the eyes of the Khulafaa and the companions

Ali the first amongst men to adopt Islam

THE SECOND EVIDENCE

Narrating the life history of Afif Kandi, Ibne Hajar (in Al-Isabah), lbne Abdul Bir (in Isti'ab) and many other scholars of history have quoted him to have said: "During the Age of Ignorance I once went to Makkah. My host was Abbas son of Abdul Muttalib and both of us arrived in the precincts of the Holy Ka'bah. Suddenly I saw that a man came and stood by the side of the Ka'bah. Then a boy arrived and stood on his right side. Soon after that I saw a woman came and stood behind them. I saw the boy and the woman performing ruku' and sujud (kneeling and prostration) in imitation of the man. This unprecedented scene inspired me to enquire from Abbas about it. He said: "That man is Muhammad son of Abdullah and that boy is his cousin and the woman standing behind them is the wife of Muhammad . Then he added: "My nephew says that a day will come when he will control the treasuries of Kisra' and Kaiser'. ►►►for remnant subject matter clicl here   

 


ادامه مطلب
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/04/16 ׀ موضوع: ׀

اهميت افشاگرى در نهج البلاغه - مقالات نهج البلاغه

اهميت افشاگرى در نهج البلاغه

اين نوع دوم در حقيقت افشاگرى است ، امير المؤمنين « عليه السلام » براى اينكه فتنه را از بين ببرد و بخواباند بر آن است كه چهره‏ها را روشن كند ، اين بهترين راه است ، فتنه يعنى چه ؟ دو گروه به هم افتاده‏اند ، گرد و غبار است ، چهره‏ها شناخته نمى‏شوند ، گاهى انسان به برادر خودش شمشير مى‏زند ، از برادر خودش خنجر مى‏خورد ، گاهى هم با يك دشمن در كنار هم راه مى‏روند به او اعتماد مى‏كند ، و اين فتنه است . علاج فتنه چيست ؟ افشاگرى ، اصلا هيچ چيزى مثل افشاگرى فتنه را علاج نمى‏كند و امير المؤمنين افشاگرى مى‏كند ، اين افشاگرى حاكى از وجود اين بيمارى در آن روز است ...

بقیه در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/04/16 ׀ موضوع: ׀

روانشناسی عشق ورزیدن

روانشناسی عشق ورزیدن

برای انسان رسیدن به کمال بدون نوعی از عشق ورزیدن امکان پذیر نیست. بدین گونه هر کس در آرزوی عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است. هر چند عده زیادی هستند که بطور کامل ناکام می گردند. امروزه عده ای هستند که می ترسند به نفوذ عشق دیگری سر فرود آورند زیرا تصور می کنند هویت شخص خود را از دست می دهند. عده ای دیگر در ناخود آگاه خود عاشق شدن را ممنوع می کنند چون نمی خواهند مورد خیانت واقع شوند. در این مواقع است که بعلت ناسازگاریهای ناخود آگاه در درون فرد عشق ورزی غیر ممکن می گردد و در مواقع است که روانکاوی یا دوباره سازی روانی تقریبا همیشه موثر است.

 

زنان و مردانی که در شهرهای بزرگ برای ادامه کارو یا ادامه تحصیل آمده اند هنگامیکه متوجه می گردند چقدر تنها هستند و اغلب در پارک ها قدم می زنند و به زوجهای دیگر خیره می گردند بدنبال موقعیت های مشابه ای هستند تا نیاز خود را برطرف کنند. اما چون درآمد بالایی ندارند تا دیگران را به بیرون دعوت کنند یا تصور می کنند زشت و بد قیافه هستند خود را در اختیار روسپی ها (خود فروشان جنسی) فرار می دهند تا بدین صورت آن جانشین عشق گردد. هر چند که در انتها درمی یابند که این موضوع فریبی بیش نبوده و نمی تواند نیاز ایشان را برطرف کند اما بخاطر ناچاری بارها و بارها به آن افدام می ورزند.

 

توهم در عشق

افراد زیادی هستند که بدلیل عدم تجربه و آموزش کافی همیشه آنچه را که فقط توهمی خیال پردازانه است به عنوان عشق واقعی تعبیر می کنند. البته این توهم ببیشتر پیده ای رایج در میان جوانان است. تنظیم ملاک ها منبی بر تفاوت و تفارق بین عشق راستین و دروعین کار محالی نیست البته نه برای فرد عاشق چون او خود درگیر است بلکه برای بوسیله سوم شخص ناظر. بنظر ویلیام اشتکل روان شناس برجسته توهم در عشق ناشی از رنجیدگی است.

 

هنر عشق ورزیدن

هنر عشق ورزیدن چیزی است که بایستی آموخته شود و شگفت آور نیست که پندار در عشق موجب شوربختی می گردد. نخستین شرط خوشبختی در عشق، عشق مطلوب و عاملی است که باعث گسترش شخصیت هر دو شریک می باشد. یکی از مشکلاتی که دراین رابطه در مورد خانم ها مطرح می گردد سرد مزاجی است. سرد مزاجی حالتی است با خصوصیات از قبیل اغلب عصبی، متلون، فتنه جو و بد مشرب. این حالت می تواند ریشه در علل و حوادث رخ داده در زندگی و یا کشمکش های روانی باشد. این موضوع می تواند در دراز مدت باعث جدایی زوجین گردد. متاسفانه چون اکثر مردان متوجه این موضوع نمی گردند نمی توانند به همسران خود دراین رابطه کمک نمایند.

 

ماهیت عشق

غریزه در انسان هرگز چیزی منخصرا بیولوژیکی نیست. همانطور که در میان ما انسانها خوردن تنها در خدمت بقای فرد نمی باشد. بهمین شکل غریزه جنسی در زندگی می باشد. انسان برای بدست آوردن دل می بایست از راه احساسی نزدیک شود چرا که بدون آن خوشنودی واقعی امکان پذیر نیست. همچنین باید گفت عشق حقیقی موثرترین و تعالی بخش ترین خلاق وجود انسانی است. به امید آنکه این مقدمه بتواند کمک حال آندسته گردد که هنوز در ابتدای راه هستند.

 

 

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/04/16 ׀ موضوع: ׀

پيامبر اعظم در آيينه قرآن و عترت
             پيامبر اعظم در آيينه قرآن و عترت    

   عنوان :   جلوه هايي از حقيقت وجودي نبي اکرم (ص) در قرآن کريم

                

 از عايشه پرسيدند: اخلاق پيامبر چگونه بود؟ پاسخ داد: «خلق و خوي پيامبر(ص)، قرآن بود.» شخصيت جامع و چند بعدي پيامبر اسلام و كمال و عظمت معرفتي، اخلاقي و وجودي آن بزرگوار، قرآن مجسم و ناطق است كه به عنوان نماد مطلق و تام «انسان كامل» در ميان آدميان، حجت و الگويي ماندگار مي باشد  اگر قرآن كريم، كلام تشريعي حضرت حق است، پيامبر اكرم (ص) كلمه الله الاعظم و كلام تكويني خدا است. اگر قرآن كتابي است با حقايق جاودانه و هميشگي، پيامبر اكرم (ص) نيز حقيقتي عيني و جاودانه است.....

متن کامل در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/04/16 ׀ موضوع: ׀

اس ام اس مخصوص میلاد حضرت علی(ع) - 13 رجب

سلام دوستان عزیز امیدوارم که همیشه خوب و موفق باشید.

عید ولایت مبارک باد

میخاستم چند اس ام اس راجع به میلاد حضرت علی(ع) بزارم که یاد یکی از وبلاگهای یه دوست خوب افتادم و بهتر دونستم اونو معرفی کنمُچون یه وبلاگی هستش که با نام ۱۳ رجب و مخصوص حضرت علی راه اندازی شده امیدوارم به دردتون بخوره.

یا علی مدد

•• برای ورود اینجا کلیک کنید••

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: شنبه 1388/04/13 ׀ موضوع: ׀

پروژه ADSL

کتاب الکترونیکی - تحقیق در مورد ADSL - پروژه دانشجویی تعداد صفحات 57 - فرمت پی دی اف

فصل بندی شده و کامل

جهت خرید فایل قابل ویرایش و آماده ◄◄اینجا►► کلیک کنید

 

جهت دانلود فایل با فرمت پی دی اف ◄اینجا► کلیک کنید.


ادامه مطلب
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/04/09 ׀ موضوع: ׀

راز زندگی

پرسيدم:  چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

جواب داد: گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و  بدون ترس براي آينده آماده شو. ايمان را نگهدار و  ترس را به گوشه اي انداز .

 شک هايت را باور نکن و  هيچگاه به باورهايت شک نکن. زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اين است که مهم باشي! حتي براي يک نفر

مهم نيست شير باشي يا آهو مهم اين است با تمام توان شروع به دويدن کني  كوچك باش و عاشق.. كه عشق مي داند آئين بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصيت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسي       

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست

نلسون ماندلا

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/04/07 ׀ موضوع: ׀

لیلة الرغائب چگونه شبی است؟

لیلة الرغائب چگونه شبی است؟

لیلة الرغائب چگونه شبی است

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.

اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه  - در صورت امكان و بلا مانع بودن -  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.

پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.

امید آن است كه در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید." التماس دعا"

برگرفته از مفاتیح الجنان

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/04/04 ׀ موضوع: ׀

کتاب آموزش ترکی استانبولی
کتاب آموزشی ترکی استانبولی با فرمت پی دی اف -تعداد صفحات ۵۳۶ -حجم۹۳۵ کیلو بایت(کمتر از یک مگابایت)

برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید      ◄◄اینجا►►

 

توجه↓↓                                                         توجه↓↓

اکثر کتابها جهت کم شدن حجم انها برای سهولت در دانلود با برنامه winrar فشرده شده اند برای دانلود این برنامه کاربردی اینجا کلیک کنید.    ◄◄اینجا►►

نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/03/24 ׀ موضوع: ׀

امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت -مقالات شخصیت های سیاسی اجتماعی

امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت

 

 

در روز بيستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهريـور 1281 هجرى شمسى ( 24 سپتامپر 1902 ميلادى) در شهرستان خمين از توابع استان مركزى ايران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله عليها, روح الـلـه المـوسـوى الخمينـى پـاى بـر خـاكدان طبيعت نهاد .

او وارث سجاياى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدايـت مردم وكسب مـعارف الهى كـوشيـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمينـى مرحوم آيه الـله سيد مصطفى مـوسـوى از معاصريـن مرحـوم آيه الـلـه العظمـى ميرزاى شيـرازى (رض) که پـس....

بقیه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/03/12 ׀ موضوع: ׀

قيام 15 خرداد ۴۲، ريشه‌ها و دستاوردها- مقالات سیاسی اجتماعی

قيام 15 خرداد ۴۲، ريشه‌ها و دستاوردها

«... 15 خرداد را متن مردم با انگيزه اسلامي و با انگيزه عشق به روحانيت و با انگيزه عشق و ايمان به امام خودشان به وجود آوردند و ستون فقرات حادثه 15 خرداد علاقه به اسلام و امام بود و مردم بودند كه اين حركت را ميدان دادند و به وجود آوردند. پس آنچه در 15 خرداد به وجود آمد، عبارت بود از پيوند مستحكم ملت و امام آن هم به بركت اسلام...»

از سخنان حضرت آيت‌الله خامنه‌اي امام جمعه موقت تهران ـ در خطبه‌هاي نماز جمعه 18 خرداد 1363.

 

در تاريخچه زندگي سراسر حماسه و مبارزه امام....

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نویسنده: مهدی ایرانپور ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/03/12 ׀ موضوع: ׀